X
تبلیغات
مشاوره و روانشناسی

مشاوره و روانشناسی



يك جراح استخوان مي گويد: به نظر من يك سري اعمال و حركات وجود دارد كه مغز انسان قادر به انجام نيست و يا اينكه براي آنها برنامه ريزي نشده است. تست زير اين نكته را ثابت‌مي‌كند 
تست زير نمونه‌ي از حركاتي است كه با انجام آن مغز درگير و گيج مي‌شود. حتي اگر بارها و بارها اين عمل را انجام دهيد، مغز با سردر گمي زياد همان نتيجه را نشان خواهد داد و‌ هيچ تغييري بوجود نخواهد آمد
يعني شما نمي‌توانيد، با سعي و تمرين مداوم پاي تان را با هوش كنيد. چرا كه مغز شما از قبل برنامه ريزي شده است


اين تست بسيار هيجان انگيز تنها چند ثانيه طول مي‌كشد. باور كردني نيست، ولي كاملا صحت دارد. همين حالا آن را امتحان كنيد
 در حاليكه مقابل مانيتورتان نشستيد (هر جاي ديگر مانند؛ صندلي، مبل...) پاي راستتان را كمي بالا آوريد و در جهت عقربه‌هاي ساعت بچرخانيد
 در همين حال با دست راست شماره 6 را در هوا بنويسيد. مسير چرخش پاي شما تغيير كرد نه؟!! يعني پاي شما خلاف عقربه‌هاي ساعت  شروع به چرخيدن كرد. درسته؟
هنوز دانشمندان علتي براي اين عكس العمل مغزپيدا نكرده‌اند. در نتيجه هيچ‌كاري براي تغيير آن نمي‌توان انجام داد. جالب بود نه؟!!.... شما مي‌توانيد بارها و بارها اين آزمايش را انجام دهيد و بارها و بارها همان نتيجه را مشاهده كنيد
نوشته شده در سه شنبه 27 دی1390ساعت 12:10 توسط زهرا| |

توی قصابی بودم که یه پیرزن اومد تو و یه گوشه وایستاد .....

 یه آقای خوش تیپی هم اومد تو گفت: ابرام آقا قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله

بکش عجله دارم .....

آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه‌هاش ..... همینجور که داشت کارشو

می‌کرد رو به پیرزن کرد گفت: چی مِخی نِنه ؟

پیرزن اومد جلو یک پونصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو گفت: هَمینو گُوشت بده نِنه .....

قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد گفت: پُونصَد تُومَن فَقَط اّشغال گوشت مِشِه نِنه بدم؟

پیرزن یه فکری کرد گفت بده نِنه!

قصاب اشغال گوشت‌های اون جوون رو می‌کند می‌ذاشت برای پیره زن .....

اون جوونی که فیله سفارش داده بود همین جور که با موبایلش بازی می‌کرد گفت: اینارو

واسه سگت می‌خوای مادر؟

پیرزن نگاهی به جوون کرد گفت: سَگ؟

جوون گفت اّره ..... سگ من این فیله‌ها رو هم با ناز می‌خوره ..... سگ شما چجوری

 اینا رو می‌خوره؟

پیرزن گفت: مُخُوره دیگه نِنه ..... شیکم گشنه سَنگم مُخُوره .....

جوون گفت نژادش چیه مادر؟ پیرزنه گفت بهش مِگن تُوله سَگِ دوپا نِنه ..... اینا رو برا

 بچه‌هام می‌خام اّبگوشت بار بیذارم!

جوونه رنگش عوض شد ..... یه تیکه از گوشتای فیله رو برداشت گذاشت رو اشغال

 گوشتای پیرزن .....

پیرزن بهش گفت: تُو مَگه ایناره بره سَگِت نگرفته بُودی؟

جوون گفت: چرا

پیرزن گفت ما غِذای سَگ نِمُخُوریم نِنه .....

بعد گوشت فیله رو گذاشت اون طرف و اشغال گوشتاش رو برداشت و رفت

نوشته شده در چهارشنبه 26 مرداد1390ساعت 8:56 توسط زهرا| |

 

نکته های کوچک زندگی

 


* وقتی به شدت عصبانی شدی دستهایت را در جیبهایت بگذار.

* یادت باشد بهترین رابطه میان تو و همسرت زمانی است که میزان عشق و علاقه تان به هم بیش از میزان نیازتان به یکدیگر باشد.

* مهم نیست چه سنی داری هنگام سلام کردن مادرت را در آغوش بگیر.

* اگر کسی تو را پشت خط گذاشت تا به تلفن دیگری پاسخ دهد تلفن را قطع کن.

* هیچوقت به کسی که غم سنگینی دارد نگو " می دانم چه حالی داری " چون در واقع نمی دانی .

* یادت باشد گاهی اوقات بدست نیاوردن آنچه می خواهی نوعی شانس و اقبال است.

* هیچوقت به یک مرد نگو موهایش در حال ریختن است. خودش این را می داند.

* از صمیم قلب عشق بورز. ممکن است کمی لطمه ببینی، اما تنها راه استفاده بهینه از حیات همین است.

* در مورد موضوعی که درست متوجه نشده ای درست قضاوت نکن.

* وقتی از تو سوالی را پرسیدند که نمی خواستی جوابش را بدهی، لبخند بزن و بگو: "برای چه می خواهید بدانید؟"

* هرگز موفقیت را پیش از موقع عیان نکن.

* هیچوقت پایان فیلم ها و کتابهای خوب را برای دیگران تعریف نکن.

* با زنی که با بی میلی غذا می خورد ازدواج نکن.

* وقتی احساس خستگی می کنی اما ناچاری که به کارت ادامه بدهی، دست و صورتت را بشوی و یک جفت جوراب و یک پیراهن تمیز بپوش. آن وقت خواهی دید که نیروی دوباره بدست آورده ای.

* هرگز پیش از سخنرانی غذای سنگین نخور.

* راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نکن.

* هیچوقت از بازار کهنه فروشها وسیله برقی نخر.

* شغلی را انتخاب کن که روحت را هم به اندازه حساب بانکی ات غنی سازد.

* سعی کن از آن افرادی نباشی که می گویند : " آماده، هدف، آتش "

* هر وقت فرصت کردی دست فرزندانت را در دست بگیر. به زودی زمانی خواهد رسید که او اجازه این کار را به تو نخواهد داد.

* چتری با رنگ روشن بخر. پیدا کردنش در میان چتر های مشکی آسان است و به روزهای غمگین بارانی شادی و نشاط می بخشد.

* وقتی کت و شلوار تیره به تن داری شیرینی شکری نخور.

* هیچوقت در محل کار درمورد مشکلات خانوادگی ات صحبت نکن.

* وقتی در راه مسافرت، هنگام ناهار به شهری می رسی رستورانی را که در میدان شهر است انتخاب کن.



* در حمام آواز بخوان.

* در روز تولدت درختی بکار.

* طوری زندگی کن که هر وقت فرزندانت خوبی، مهربانی و بزرگواری دیدند، به یاد تو بیفتند.

* بچه ها را بعد از تنبیه در آغوش بگیر.

* فقط آن کتابهایی را امانت بده که از نداشتن شان ناراحت نمی شوی.

* ساعتت را پنج دقیقه جلوتر تنظیم کن.

* هنگام بازی با بچه ها بگذار تا آنها برنده شوند.

* شیر کم چرب بنوش.

* هرگز در هنگام گرسنگی به خرید مواد غذایی نرو. اضافه بر احتیاج خرید خواهی کرد.

* فروتن باش، پیش از آنکه تو به دنیا بیایی خیلی از کارها انجام شده بود.

* از کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد، بترس.

* فراموش نکن که خوشبختی به سراغ کسانی می رود که برای رسیدن به آن تلاش می کنند
نوشته شده در جمعه 13 خرداد1390ساعت 15:42 توسط زهرا| |

مهمترین علت لجبازی کودکان رفتارهای والدین است که اگر آن رفتارها اصلاح شود از لجبازی کودکان کاسته می شود.

لجبازی مجموعه رفتارهایی است ازقبیل کوبیدن پا به زمین، جیغ زدن، پرتاب کردن وسایل خانه، گریه کردن با صدای بلند که کودکان برای رسیدن به خواسته هایشان انجام می دهند.

شروع لجبازی سن خاصی ندارد اما در کودکان ۲ ساله به شدت شروع می شود و تا زمانی که ۲ سال را تمام کنند و وارد ۳ سالگی شوند ادامه می یابد؛ همچنین لجبازی تا آخر ۳ سالگی بیشتر می شود.

به طور کلی شیوع لجبازی بیشتر بین سن ۲ تا ۵ سالگی است. زیرا کودکان به دنبال هویت، استقلال و خودباوری هستند و با لجاجت خود می خواهند به والدین بگویند کارها آن طوری پیش میرود که من می خواهم.

در بعضی از کودکان این لجاجت و باور تا زمان بزرگسالی ادامه دارد؛ مثلاً وقتی کودکی بزرگ می شود و پشت ماشین می نشیند درهنگام تصادف به علت مسائل جزیی با دیگران گلاویز می شود. در حالی که با یک معذرت خواهی مشکل حل می شود، اما به علت همین لجبازی کار به دعوا کشیده می شود.

خلق و خو در کودکان تحت تاثیر عوامل ژنتیکی هم قرار دارد. بعضی از کودکان ذاتاً ناآرام هستند اما والدین آنها، خود را سرزنش می کنند که در تربیت فرزندشان درست عمل نکرده اند.

کودک نباید بیاموزد که با لجبازی و تندخویی می تواند هرچه را که بخواهد بدست آورد. بلکه کودک باید یاد بگیرد که خواسته های خود را بصورت آرام و مسالمت آمیز ابراز کند. اما درصورت لجبازی کودکان، والدین باید به آنها بی اعتنایی کنند و از آن محیط خارج شوند. والدین باید رفتار لجبازانه کودک را مهار و رفتار مناسب را در وی تقویت کنند. واکنش تند پدر و مادرها در برابر لجاجت و سرکشی کودک نیز در رفتار لجوجانه آنها تاثیر می گذارد.

کودکان می دانند که در چه مکانهایی شروع به لجبازی کنند. به طور مثال کودکان در منزل کمتر لجبازی می کنند اما در مهمانی ها، پارک ها و یا در فروشگاهها برای خرید وسیله ای شروع به لجبازی و یا جیغ زدن می کنند.

اولین، مهمترین و ساده ترین راهی که مادر باید در برابر لجبازی کودک از خود نشان دهد بی اعتنایی به کارها و یا لجاجت اوست. مثلاً وقتی کودک یک لیوان آب با عصبانیت بر روی میز می کوبد در این هنگام مادر باید به او بی اعتنا باشد و با راه رفتن، آواز خواندن و یا آشپزی به کودک بی توجهی کند تا کودک یاد بگیرد کسی به لجبازی او توجهی نمی کند. در حقیقت نادیده گرفتن و بی توجهی والدین به لجبازی کودکان این رفتار را در آنها کاهش می دهد.

مادران باید توجه کنند که درهنگام لجبازی، کودکشان را بغل و یا نوازش نکنند زیرا این راه مقابله با کودک لجباز نیست، بلکه اولین کاری که باید انجام دهند بی اعتنایی و بی توجهی است که در ابتدا شاید لجبازی در کودک تشدید و بدتر شود اما به مرور زمان از لجبازی کودک کاسته می شود.

مادر باید بعد از آرام شدن کودک، او را بغل و سپس آرام نوازش کند. اما راجع به رفتار و لجاجت چند دقیقه قبل وی صحبت نکند. زیرا معمولاً لجبازی کودکان کاملاً هدفدار است و کودک بدون دلیل شروع به لجبازی نمی کند و مهمترین هدف کودک در این موارد معطوف کردن توجه ها به خود است.

متاسفانه گاهی والدین به محض جیغ زدن و یا گریه کردن کودک به سمت کودک خود می روند و او را بغل می کنند. در این شرایط است که کودک می آموزد برای جلب توجه با لجبازی و تندخویی می تواند هرچه از جمله توجه والدین را بدست آورد.

روش دیگری که برای کاهش لجبازی در کودک موثر است این است که در هنگام لجبازی کودک را به محل دیگری ببرید مثلاً اگر در فروشگاه هستید او را بیرون از فروشگاه ببرید و به او بگویید جیغ بزند و یا گریه کند. بعد از اتمام این کار دوباره او را به داخل فروشگاه ببرید.

والدین توجه کنند که جداسازی یکی از روشهای مدرن تنبیه است که باید انجام دهند؛ جداسازی کودک حدود چند دقیقه به طول می کشد به عبارتی دیگر، جداسازی کودک برابر با سن او باید انجام شود. یعنی اگر کودک ۲ سال دارد باید ۲ دقیقه، اگر ۴ سال ۴ دقیقه و اگر ۵ سال سن دارد ۵ دقیقه او را تنها در یک اتاق بگذارید در این اتاق نباید وسایل سرگرمی کودک و نیز وسایل خطرناک وجود داشته باشد.

بعد از این چند دقیقه اگر سروصدا و یا گریه و جیغ کودک تمام شده بود او را از اتاق بیرون بیاورید. اما اگر جیغ و داد کودک همچنان ادامه داشت دوباره او را با همین زمان معین به داخل اتاق ببرید، این عمل را تا آنجا باید تکرار کرد که کودک از پرخاشگری و لجبازی آرام شده باشد.

 ● تشویق کودکان با جمله های مثبت

از طرف دیگر وقتی کودک با رفتار پذیرفته ای خواسته اش را با والدین در میان می گذارد، والدین باید از واژه ها و جمله های مثبت مثل تحسین و تشویق استفاده کنند.

نباید کج خلقی و لجاجت کودک روی تصمیمات والدین اثر بگذارد بلکه والدین باید به لجبازی کودکان بی اعتنا باشند تا این رفتار در آنها کاسته شود.

والدین نباید کودکان را در موقعیت لجبازی قرار دهند مثلاً هنگامی که هوا گرم است و کودک خسته نباید او را ساعتها در بازار چرخاند، زیرا کودک در موقعیت لجبازی و عصبانیت قرار می گیرد و این امر باعث تحریک کودک به لجبازی می شود.

بهتر است هنگامی که والدین کاملاً عصبانی هستند کودک خود را دعوا نکنند بلکه برای تنبیه کودک باید تظاهر به عصبانیت کرد زیرا کودک در عمق نگاه عصبانی شما باید نگاه گرم و مهربان و حس واقعی شما نسبت به خود را پیدا کند که این نگاه برای کودک بسیار مهم است، زیرا با همین نگاه هویت و خودباوری در ذهن او شکل می گیرد.

منبع : www.aftab.ir - آفتاب

 

نوشته شده در یکشنبه 25 اردیبهشت1390ساعت 2:11 توسط زهرا| |

 

پیرزن دو کوزه‌ی بزرگ داشت که آن‌ها را آویزان بر انتهای یک تیرک چوبی بر دوش خود حمل می‌کرد و از این کوزه‌ها برای آوردن آب از چشمه استفاده می‌کرد.

یکی از این کوزه‌ها ترک داشت، در حالی که کوزه‌ی دیگر سالم بود و همه‌ی آب را در خود نگه می‌داشت.

هر بار که زن پس از پر کردن کوزه‌ها، راه دراز جویبار تا خانه را می‌پیمود، آب از کوزه‌ای که ترک داشت چکه می‌کرد.

زمانی که پیرزن به خانه می‌رسید، کوزه نیمه پر بود.

دو سال تمام، هر روز زن این کار را انجام می‌داد و همیشه کوزه‌ای که ترک داشت، نیمی از آبش را در راه از دست می‌داد.

کوزه سالم خیلی به خودش می‌بالید. ولی کوزه ترک دار از این که تنها می‌تواند نیمی از وظیفه‌اش را انجام دهد خجالت می‌کشید.

پس از دو سال سرانجام روزی کوزه ترک دار در کنار جویبار به زن گفت: من از خویشتن شرمسارم. زیرا این شکافی که در پهلوی من است، سبب نشت آب می‌شود و زمانی که تو به خانه می‌رسی، من نیمه پر هستم.

پیرزن لبخندی زد و به کوزه ترک دار گفت:

آیا تو به گل‌های زیبایی که در این سمت جاده روئیده اند (یعنی سویی که تو هستی) توجه کرده‌ای؟ می‌بینی که در سوی دیگر جاده گلی نروییده است.

من متوجه شکستگی تو بودم، و برای همین در این طرف جاده مقداری تخم گل کاشتم تا هر روز که از جویبار به خانه بر می‌گردم تو آن‌ها را آب بدهی.

دو سال تمام، من از گل هائی که اینجا روییده‌اند چیده‌ام و خانه‌ام را با آن‌ها آراسته‌ام. اگر تو این ترک را نداشتی، هرگز این گل‌ها و زیبائی آن‌ها به خانه من راه نمی‌یافت.

نوشته شده در جمعه 9 اردیبهشت1390ساعت 15:5 توسط زهرا| |

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

از بیل گیتس پرسیدند: از تو ثروتمند تر هم هست؟
گفت: بله فقط یک نفر.
پرسیدند: چه كسی؟

بیل گیتس ادامه داد: سالها پیش زمانی که از اداره اخراج شدم و به تازگی اندیشه‌های خود و در حقیقت به طراحی مایکروسافت می اندیشیدم، روزی در فرودگاهی در نیویورک بودم که قبل از پرواز چشمم به نشریه ها و روزنامه ها افتاد. از تیتر یک روزنامه خیلی خوشم اومد، دست کردم توی جیبم که روزنامه رو بخرم دیدم که پول خرد ندارم. خواستم منصرف بشم که دیدم یک پسر بچه سیاه پوست روزنامه فروش وقتی این نگاه پر توجه مرا دید گفت این روزنامه مال خودت؛ بخشیدمش؛ بردار برای خودت.
گفتم: آخه من پول خرد ندارم!
گفت: برای خودت! بخشیدمش!

سه ماه بعد بر حسب تصادف باز توی همان فرودگاه و همان سالن پرواز داشتم. دوباره چشمم به یك مجله خورد دست کردم تو جیبم باز دیدم پول خورد ندارم باز همان بچه بهم گفت این مجله رو بردار برای خودت.
گفتم: پسرجون چند وقت پیش من اومدم یه روزنامه بهم بخشیدی تو هر کسی میاد اینجا دچار این مسئله میشه، بهش می‌بخشی؟!
پسره گفت: آره من دلم میخواد ببخشم؛ از سود خودم می‌بخشم.
به قدری این جمله پسر و این نگاه پسر تو ذهن من موند که با خودم فکر کردم خدایا این بر مبنای چه احساسی این را می‌گوید؟!

بعد از 19 سال زمانی که به اوج قدرت رسیدم تصمیم گرفتم این فرد رو پیدا کنم تا جبران گذشته رو بکنم. گروهی را تشکیل دادم و گفتم بروند و ببینند در فلان فرودگاه کی روزنامه میفروخته ...
یک ماه و نیم تحقیق کردند تا متوجه شدند یک فرد سیاه پوست مسلمان بوده که الان دربان یک سالن تئاتره. خلاصه دعوتش کردند اداره؛
از او پرسیدم: منو میشناسی؟
گفت: بله! جنابعالی آقای بیل گیتس معروفید که دنیا میشناسدتون.
گفتم: سال ها قبل زمانی که تو پسر بچه بودی و روزنامه می‌فروختی دو بار چون پول خرد نداشتم به من روزنامه مجانی دادی، چرا این کار را کردی؟
گفت: طبیعی است، چون این حس و حال خودم بود.
گفتم: حالا می‌دونی چه کارت دارم؟ می‌خواهم اون محبتی که به من کردی را جبران کنم.
جوان پرسید: چطوری؟
گفتم: هر چیزی که بخواهی بهت می‌دهم.
(خود بیل‌گیتس می‌گوید این جوان وقتی صحبت می‌کرد مرتب می‌خندید)
جوان سیاه پوست گفت: هر چی بخوام بهم میدی؟
گفتم: هرچی که بخواهی!
اون جوان دوباره پرسید: واقعاً هر چی بخوام؟
بیل گیتس گفت: آره هر چی بخواهی بهت میدم، من به 50 کشور آفریقایی وام داده‌ام، به اندازه تمام آن‌ها به تو می‌بخشم.
جوان گفت: آقای بیل گیتس نمیتونی جبران کنی!
گفتم: یعنی چی؟ نمی‌توانم یا نمی‌خواهم؟
گفت: می‌خواهی اما نمی‌تونی جبران کنی.
پرسیدم: چرا نمی‌توانم جبران کنم؟
جوان سیاه پوست گفت: فرق من با تو در اینه که من در اوج نداشتنم به تو بخشیدم ولی تو در اوج داشتنت می‌خواهی به من ببخشی و این چیزی رو جبران نمی‌کنه. اصلا جبران نمی‌کنه. با این کار نمی‌تونی آروم بشی. تازه لطف شما از سر ما زیاد هم هست!
بیل گیتس می‌گوید: همواره احساس می‌کنم ثروتمندتر از من کسی نیست جز این جوان
32 ساله مسلمان سیاه پوست.
نوشته شده در یکشنبه 28 فروردین1390ساعت 17:37 توسط زهرا| |


دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت. دندان هایی نامتناسب با گونه هایش، موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره. روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند! نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت. او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید :

میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟
یک دفعه کلاس از خنده ترکید…

بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند. اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای در میان همه و از جمله من پیدا کند :
- اما بر عکس من، تو بسیار زیبا و جذاب هستی.

او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند.
او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود. به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و … به یکی از دبیران، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود. آری ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد. مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا !

و حق هم داشت. آشپزی خواهرم حرف نداشت و من از این تعجب کرده بودم که او توی هفته اول چگونه این را فهمیده بود.
سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم.
5 سال پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش می دانستم و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت :
- برای دیدن جذابیت یک چیز، باید قبل از آن جذاب بود !

در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم. دخترم بسیار زیباست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند.
روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست ؟
همسرم جواب داد :
- من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم.

و مادرم روز بعد نیمی از دارایی خانواده را به ما بخشید.

نوشته شده در سه شنبه 2 فروردین1390ساعت 23:42 توسط زهرا| |





 

به روایت افسانه‌ها روزی شیطان همه جا جار زد كه قصد دارد از كار خود دست بكشد و وسایلش را با تخفیف مناسب به فروش بگذارد. او ابزارهای خود را به شكل چشمگیری به نمایش گذاشت.  این وسایل شامل خودپرستی، شهوت، نفرت، خشم، آز، حسادت، قدرت‌طلبی و دیگر شرارت‌ها بود. ولی در میان آنها یكی كه بسیار كهنه و مستعمل به نظر می‌رسید، بهای گرانی داشت و شیطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد. كسی از او پرسید: این وسیله چیست؟ شیطان پاسخ داد: این نومیدی و افسردگی‌ست آن مرد با حیرت گفت: چرا این قدر گران است؟ شیطان با همان لبخند مرموزش پاسخ داد: چون این مؤثرترین وسیلة من است. هرگاه سایر ابزارم بی‌اثر می‌شوند، فقط با این وسیله می‌توانم در قلب انسان‌ها رخنه كنم و كاری را به انجام برسانم. اگر فقط موفق شوم كسی را به احساس نومیدی، دلسردی و اندوه وا دارم، می‌توانم با او هر آنچه می‌خواهم بكنم.. من این وسیله را در مورد تمامی انسان‌ها به كار برده‌ام. به همین دلیل این قدر كهنه است



نوشته شده در سه شنبه 21 دی1389ساعت 22:27 توسط زهرا| |

سلام

در سایت ها میگشتم که در سایت پردازش دیدم که آزمون جامع کارشناسی ارشد جمعه ۲۴/دی/۸۹ را رایگان گذاشته

نمیدونم این آزمون خوبه یا بد و فقط  این مطلب را صرفا برای اطلاع رسانی به دانشجویان رشته روانشناسی که دنبال یک آزمون جامع ارزان قیمت برای کنکور ارشد هستند گذاشته ام

 

در سایت http://www.pardazeshpub.com/ دیدم

 

نوشته شده در پنجشنبه 16 دی1389ساعت 0:15 توسط زهرا| |

اولین همایش ملی دوسالانه آسیب های

اجتماعی ایران

آدرس سایت

 
وقت ارسال مقالات تا ۳۰ بهمن ۱۳۸۹
 
 
مهلت ارسال مقالات:
1389/11/30
اعلام نتایج:
تا سه هفته بعد از تاریخ وصول و حداکثر تا 1389/12/10
ارسال نهایی مقاله
(در صورت نیاز به اصلاح):
1389/12/25
ثبت نام:
حداکثر تا 1390/1/20
تاریخ برگزاری همایش:
فروردین 1390
BCSPI Poster

با استعانت از خداوند متعال، اولین همایش دوسالانۀ آسیب های اجتماعی ایران: پیشگیری، مداخله و توان مندسازی، در فروردین 1390 به نمایندگی از سوی سازمان بهزیستی کشور، توسط معاونت امور فرهنگی و پیشگیری سازمان بهزیستی استان خراسان جنوبی و حمایت مؤثر ارگان ها، سازمان ها و مجامع علمی و دانشگاهی، در بیرجند برگزار خواهد شد.

تاکنون همایش های ملی و منطقه ای متعددی پیرامون آسیب های اجتماعی برگزار شده است؛ اما با توجه به اهمیت موضوع و ضرورت تبادل نظر منظم صاحب نظران این حوزه، سازمان بهزیستی کشور به عنوان یکی از متولیان اصلی پیشگیری از آسیب های اجتماعی، مداخله در آسیب های اجتماعی و توان مندسازی در برابر آسیب های اجتماعی، با هدف ايجاد فرصتي مناسب براي تبادل اطلاعات و ارائۀ دستاوردهاي پژوهشي و علمی انديشمندان، پژوهشگران و دست‌اندرکاران این حوزه، اعم از جامعه شناسان، روان شناسان، مددکارن، حقوق دانان و سایر متخصصان مرتبط،  اولین همایش دوسالانه را در فروردین 1390 به میزبانی سازمان بهزیستی استان خراسان جنوبی، در بیرجند برگزار خواهد کرد.

فعاليت‌هاي همايش شامل سخنرانی توسط اساتید مدعو، ارائۀ مقالات علمي-پژوهشي، علمي-ترویجی، چکیده مقاله های پژوهشی به صورت پوستر، کارگاه های آموزشی، نمایشگاه کتب تخصصی و تشکيل ميزگردهايي در ارتباط با مسائل و نيازهاي منطقه ای و کشوری پیرامون آسیب های اجتماعی ایران خواهد بود. از کليۀ علاقه‌مندان و صاحب نظران دعوت مي‌شود با ارسال يافته‌هاي اصيل علمي و پژوهشي خود در برگزاري هر چه بهتر این همايش مشارکت فعال داشته باشند.

نوشته شده در سه شنبه 7 دی1389ساعت 17:28 توسط زهرا| |

ارزش  

To realize The value of a sister, Ask someone Who doesn't have one
ارزش یک خواهر را، از کسی بپرس که آن را ندارد

To realize The value of ten years, Ask a newly Divorced couple
ارزش ده سال را، از زوج هائی بپرس که تازه از هم جدا شده اند

To realize The value of four years, Ask a graduate
ارزش چهار سال را، از یک فارغ التحصیل دانشگاه بپرس

To realize The value of one year, Ask a student who Has failed a final exam
ارزش یک سال را، از دانش آموزی بپرس که در امتحان نهائی مردود شده است

To realize The value of one month, Ask a mother who has given birth to a premature baby
ارزش یک ماه را، از مادری بپرس که کودک نارس به دنیا آورده است

To realize The value of one week, Ask an editor of a weekly newspaper
ارزش یک هفته را، از ویراستار یک مجله هفتگی بپرس

To realize The value of one hour, Ask the lovers who are waiting to meet
ارزش یک ساعت را، از عاشقانی بپرس که در انتظار زمان قرار ملاقات هستند

To realize The value of one minute, Ask a person who has missed the train, bus or plane
ارزش یک دقیقه را، از کسی بپرس که به قطار، اتوبوس یا هواپیما نرسیده است

To realize The value of one-second, Ask a person who has survived an accident
ارزش یک ثانیه را، از کسی بپرس که از حادثه ای جان سالم به در برده است

To realize The value of one millisecond Ask the person who has won a silver medal in the Olympics
ارزش یک میلی ثانیه را، از کسی بپرس که در مسابقات المپیک، مدال نقره برده است

Time waits for no one
Treasure every moment you have
You will treasure it even more when you can share it with someone special
زمان برای هیچکس صبر نمیکند
قدر هر لحظه خود را بدانید
قدر آن را بیشتر خواهید دانست اگر بتوانید آن را با دیگران نیز تقسیم کنید

To realize the value of a friend, Lose one
برای پی بردن به ارزش یک دوست، آن را از دست بده

Forward this letter to friends, to whom you wish good luck
این نوشته را به دوستان خود یا هر کسی که برایش آرزوی خوشبختی دارید، ارسال کنید

Peace, love and prosperity to all
صلح، عشق و کامیابی ارزانی همگان باد
ن


نوشته شده در پنجشنبه 2 دی1389ساعت 2:29 توسط زهرا| |

شب یلــدا هم در راه است ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

نوشته شده در دوشنبه 29 آذر1389ساعت 23:35 توسط زهرا| |

درخود ماندگی یا اوتیسم(autism)چیست؟

اوتیسم یا درخودماندگی اختلالی شدیدا متنوع،ناشی از اختلال در رشد مغزاست که در دوران نوزادی بروز میکند و علایم آن حداکثر تا سه سالگی خودرا نشان میدهد.اختلال اوتیسمی نسبی است که فقط در10-5 موردازهر10هزارتولدرخ میدهد.درخودماندگی درهردو جنس،البته با فراوانی سه تاچهاربرابر بالاتر درپسران مشاهده شده است.

کودک مبتلا به اوتیسم نمی تواند مانند همسالان خود ارتباط برقرار کند،کودکان وبزرگسالانی که اوتیست هستند برای ایجاد یک رابطه قابل فهم با دیگران مشکل دارند،توانایی آنها برای ایجاد دوستی معمولا به اندازه قابلیت آنها برای فهم ابرازات عاطفی دیگران محدود است،واقعیت برای یک فرد اوتیست یک مجموعه شرایط مغشوش وبهم ریخته ازوقایع ،افراد ،محلات،اصوات وتصاویر است برای چنین افرادی به نظرنمی رسد که مرز، مفهوم یا نظم روشنی برای چیزی وجود داشته باشد.

کودکان اوتیستیک3تا5ساله درک اجتماعی کمتری نشان می دهند بطورخودبه خودی به افراد گرایش ندارند،احساساتی نمی شوند وبه احساسات واکنش نشان نمیدهند،ارتباط کلامی ونوبت گیری نیز ندارند ولی نسبت به مراقبان اولیه شان وابستگی نشان میدهند.

افراد اوتیستیک نمونه های زیادی ازرفتارهای تکراری ومحدود نشان میدهند :

1.رفتارهای کلیشه ای:این رفتارها شامل رفتارهای تکراری مثل حرکات پرزدن بادست،صداسازی،چرخش سروتکان دادن بدن هستند.

2.رفتارهای اجباری:این رفتارها ازیکسری قوانین پیروی می کنند مانند مرتب کردن اشیا دریک مسیر مشخص.

3.یکسان سازی:مقاومت دربرابر تغییر است برای مثال درمقابل جابه جا کردن اثاثیه منزل مقاومت می کنند ویا ازتغییروضعیت موجود سرپیچی می نمایند.

4.رفتارهای تشریفاتی:دراین حالت فرد فعالیتهای روزانه را همواره به یک صورت انجام میدهد،برای مثال این رفتارهای تشریفاتی درهنگام غذاخوردن ولباس پوشیدن دیده میشوند.

این آیتم بسیار نزدیک به یکسان سازی است وازبرخی جهات باآن در ترکیب است.

5.رفتارهای محدود:به معنی محدودیت درعلایق،تمرکزوفعالیتهاست برای مثال علاقه کودک به یک برنامه تلویزیونی یااسباب بازی خاص محدود میشود.

6.خودآزاری:که شامل رفتارهایی هستند که آزاردهنده هستند یا باعث آسیب به کودک می شوند برای مثال ضربه به چشم ویا سیخونک به پوست ویا ضربه به دست (باشیء نوک تیز)ویا ضربه به سر،نتایج یک مطالعه درسال2007گزارش کرد که برخی نمونه های خودآزاری حدود30درصد از کودکانASD(اختلالات طیف اوتیسم)رادربر می گیرد.

هیچ رفتارتکراری خاصی به تنهایی ویژه اوتیسم نیست ولی هریک از این رفتارها ممکن است به میزان متفاوتی درکودکان اوتیستیک دیده شوند.

خصوصیات اوتیسم:

افرادی که مبتلا به اوتیسم هستند اغلب درسه زمینه با مشکل مواجه هستند ؛این ’):triad impairment’)مشکلات موسوم به اختلال سه وجهی

1.مراوده اجتماعی:دشواری در ایجاد روابط اجتماعی ، به عنوان مثال منزوی ازدیگران ویا بی تفاوت نسبت به آنان بودند.

2.ارتباط اجتماعی :دشواری درایجاد ارتباط لفظی وغیرلفظی ،به عنوان مثال اینکه بطور کامل مفهوم حرکات واشارات ،حالات صورت ولحن صحبت دیگران رانفهمیدن.

3.تخیل:دشواری دریادگیری بازی هایی که چند نفر درآنها درگیر هستند ویا بایدازقدرت تخیل برای فهم آنها استفاده کرد،بعنوان مثال محدویت در فعالیت هایی که به قدرت تخیل فرد مربوط می شوند،یا اینکه احتمالا آنها را فقط بطور خشک ومکرر تقلید کردند.

علاوه براین اختلال سه وجهی،رفتار تکراری ومقاومت درمقابل تغییر روال کار وزندگی نیز جزوخصوصیات فرد اوتیستی است.

چه چیزی عامل اوتیسم است؟

علائم دقیق اوتیسم هنوز ناشناخته هستند ولی تحقیقات نشان داده است که عوامل ژنتیک دراین باره مهم هستند.همینطورتحقیقات نشان داده است که اوتیسم به یک رشته شرایطی مربوط است که بر رشد مغز تاثیر می گذارند ودرقبل،حین ویا در فاصله کوتاهی بعدازتولد رخ می دهند.

چند پیشنهاد درمانی:

1. تحلیل کاربرد رفتارتوسط مدرسه یا مراکز درمانی خاص

2. گفتاردرمانی

3. آموزش مهارتهای حرکتی،زندگی،هماهنگی حسی ودرمان حساسیت بنورو صدا و...

4. آموزش ودرمان مهارتهای اجتماعی

5. درمان فیزیکی،قدرتی،هماهنگی درورزشهای پایه

6. بازی درمانی مانند درمان کودکان درزلزله بم

7. رفتاردرمانی

8. توسعه وبروز کردن روشهای درمانی

9. دید مبتنی بردرمان وباورآن

10. درمان پزشکی(دارویی)بوسیله پزشکان متخصص وحرفه ای

برای آنکه بهترین سرویس رابه یک کودک مبتلا به اوتیسم ارایه دهیم باید به موارد ذیل توجه نماییم:

1.کودک ما حتما باید توسط یک متخصص روانپزشکی اطفال ویک متخصص مغزواعصاب اطفال ویزیت شود.

2.بطور فشرده وترجیحا هرروز تحت خدمات گفتاردرمانی قرارگیرد.

3.لازم است والدین ومربی کودک روشهای مناسب تقویت مهارتهای ارتباطی کودک راازطریق مطالعه کتابهای مرتبط ویا بوسیله جلسات مشاوره ای که گفتار درمانگر کودک برگزار می کند فرابگیرد.

4.ارزیابی وضعیت حسی –حرکتی کودک بوسیله کارشناسان کاردرمانی صورت پذیرد ودرصورت لزوم جلسات کاردرمانی ذهنی کودک بطورمنسجم برگزارگردد.

درمان اوتیسم با کارتون:

تحقیقات دانشمندان در موسسه تحقیقاتی اوتیسم نشان می دهد که دیدن کارتون نقش مهمی دربهبودی کودکان اوتیسم دارد.همانطورکه میدانیم کودکان اوتیسم دردرک وتشخیص حالات چهره ی افراد دچار مشکل هستند،ثابت شده که دیدن کارتون به این کودکان کمک می کندتاهیجانات طبیعی رایادبگیرند.دراین تحقیق ازکارتون هایی با شخصیت های غیرانسانی که چهره انسانی دارند استفاده شده ویک نفر راوی داستان را نقل می کند تا به کودک در درک هیجانات انسانی کمک نماید.اوشیوه ی بیان صورت واحساسات شخصیت های داستانی رابرای کودکان توضیح می دهد.دکترسیمون بارون سرپرست موسسه تحقیقات اوتیسم دردانشگاه کمبریج،معتقد است کارتون های متحرک نقش مهمی دردرمان بیماران اوتیسم دارند وباعث می شوند کودکان به ترس شان ازنگاه کردن به چهره دیگران غلبه کنند ونحوه ی بیان احساسات را بیاموزند.دنیس مورفی6ساله ازافرادی بود

که در این تحقیق شرکت داشت،باتوجه به علاقه ی زیاد اوبه ماشین وقطار، شخصیت های کارتونی که برای او ساخته شد ماشین وقطارهایی با چهره ی یک انسان بودند.ازدنیس خواسته شد به مدت 4هفته روزی15دقیقه کارتون تماشا کند.درهردوره ی15دقیقه ای حالات هیجانی جدیدی(مثل خوشحالی، ناراحتی،عصبانیت،ترس،مهربانی و...)به کودک معرفی می شود وازکودک خواسته می شود این حالات را نشان دهد.درانتهای مطالعه مشخص شد که توانایی این کودکان برای تشخیص وبروز هیجانات واحساسات تا52درصد بهبود یافته است.

سایت وکی پدیا

نوشته شده در جمعه 5 آذر1389ساعت 20:37 توسط زهرا| |

دکترعلیرضا جزایری

Ali-Reza Jazayeri, Ph.D.

نام و نام خانوادگي : عليرضا جزايري

تاريخ و محل تولد : تهران تير ماه 1333

داراي دو فرزند 3 و 15 ساله

سوابق تحصيلي : دكتري در روانشناسي باليني از دانشگاه سندياگو ـ كاليفرنيا 1985 ، فوق ليسانس در مشاوره و خانواده درماني از دانشگاه سندياگو ـ كاليفرنيا 1980 ، ليسانس در روانشناسي باليني از كالج پاريس تهران 1977

سوابق دوره‌هاي تخصصي : بنيان گذار پنج مركز، مداخله در بحران‌هاي فردي ، زوجي و خانوادگي در سندياگوكاليفرنيا 1980 ، ارائه سرويس و ايجاد مراكز HOT-LINE (خط بحران) درمركزدرمانيTURNING-POINT 1980 ، كار با كودكان ‌مورد سوءاستفاده قرارگرفته وخانواده‌هايشان ، مركزHALCYON سندياگو 1981، درمان بيماران با اختلال شخصيت مرزيUCLA 1982 ،آموزش تخصصي در دوره‌هـاي پيشرفته PSYCHO-DIAENOSES سندياگو 1983 ، دوره پيشرفته تست رورشاخ EXNER سندياگو 1984 ، برنامه‌ريزي‌هاي تحقيقات كشوري در زمينه آسيب‌هاي اجتماعي (خصوصاً اعتياد) سندياگو 1999 ـ

سوابق تحقيقاتي: مجري طرح‌هاي‌انطباق وهنجاريابي وكسلر كودكان WISC III 1376 تا 1379، نگرش دانش آموزان دبيرستاني شهرتهران نسبت به پديده‌هاي اعتياد ـ معتاد و مواد مخدر 1380 تا1381، تعيين شاخص‌هاي ازمان در بيماران مزمن 1380تا 1383، تعيين عوامل خطرآفرين وحفاظت كننده‌درسو مصرف مواد براي دانش آموزان دبيرستان كشور براي U.N.D.C.P. از1380 ، تعيين شاخص‌هاي بررسي كننده دانش آموزان در معرض خطر ابتلا به اعتياد، تدوين ماتريس‌هاي تحقيقاتي پيگيري و آگاه سازي در سوء مصرف مواد ، همكار اصلي تحقيقاتي در تحقيق بررسي نيمرخ رواني اجتماعي بيماران با كمردرد بدون ضايعه عضوي 1378 تا 1380 ، و پژوهش نيمرخ رواني اجتماعي دختران فراري در شهر تهران 1379 تا1381و هم چنين مشاوردر امور آسيب‌هاي اجتماعي موسسه بنياد نيكوكاري مهر تهران1380 ، فعاليت درسازمان غيرانتفاعي غيردولتي NGO از سال 1375

سوابق فعاليت‌هاي آموزشي : استاديار گروه روانشناسي باليني ازسال 1373و مدرس دروس باليني در مقطع دكترا از سال 1376 در دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي ، مدرس ‌دروس روانشناسي باليني ازسال 1368تا1374 ومدرس دروس باليني‌درمقطع دكترا ازسال1376درانستيتو روانپزشكي تهران ، مدرس دروس روان‌شناسي باليني دانشگاه آزاد اسلامي تهران در مقطع كارشناسي از سال 1368تا 374 ، مدرس دوره‌هاي آموزش آزادـ آموزش كوتاه مدت دفتر آموزش ضمن خدمت دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي از 1374 تا زمان حاضر

سوابق انتشاراتي : انتشار كتاب61راه مبارزه با‌STRESS به همراه دكترمهريارودكترمجتبي‌جزايري 1377، كتاب وكسلر و هوش جزايري و پور شهباز 1378 ، راهنماي عملي كمك به بيماران اسكيزوفرنيك جزايري وپورشهباز1379، واژه‌نامه روان‌شناسي همراه با جمعي از نويسندگان 1381 زير چاپ ـ كتاب زندگي فرويد 1383 زير چاپ

مدرس دوره‌هاي آموزشي آزاد و كوتاه مدت : STRESS MANAGEMENT براي مديران ، مداخله در بحران براي متخصصين مشاوره وروانشناسي ، مداخله‌هاي روانشناختي در درمان اعتياد براي متخصصين مشاوره و روانشناسي ، ارزيابي هوشي توسط تست وكسلر كودكان و نوجوانان ـ آموزش آزاد ، مداخلات روانشناختي در اختلات روانپزشكي كودكان و نوجوانان ـ آموزش آزاد ، خانواده درماني و مداخله در بحران‌هاي خانوادگي ـ براي مركز درماني اختلالات كودكان و نوجوانان ، تنظيم طرح درمان ـ براي مديران توانبخشي سازمان بهزيستي ، ارزيابي و تشخيص اختلالات رواني براي دختران فراري براي كارشناسان مراكز نگهداري دختران فراري ، مداخله در خودكشي براي كارشناسان مراكز سازمان بهزيستي ، آموزش يك ساله براي مشاورين مراكز مراقبت بعد از خروج در زمينه معرفي و درماني.

شايان ذكر است ، در حال حاضرايشان عضو اولين شوراي مركزي سازمان نظام روانشناسي و مشاوره كشورمي‌باشند.

بر گرفته از خبرنامه انجمن روانشناسی ایران- زمستان 1383 شماره 16-15


نوشته شده در شنبه 1 آبان1389ساعت 12:35 توسط زهرا| |

 پروفسور سعید شاملو، بنیان گذار روانشناسی بالینی ایران، در سال 1308 در ملایر چشم به جهان گشود. پس از طی دوران دبستان و دبیرستان برای ادامه ی تحصیل به کشور آمریکا رفت. در آنجا در دانشگاه جورج واشنگتن ، دانشگاه ایالتی واشنگتن و دانشگاه ایلی نویز به دریافت درجات کارشناسی ، کارشناسی ارشد و دکتری در روانشناسی بالینی و فوق دکتری در روان درمانی نایل آمد. سپس در آمریکا دو سال با سمت استادیاری به تدریس پرداخت و نیز در بخش روانپزشکی بیمارستان ایلی نویز به عنوان روانشناس بالینی بخش، به فعالیت پرداخت.

پس از بازگشت به ایران،از سال 1340 تا 1342 در دانشکده پزشکی شهید بهشتی (دانشگاه ملی ایران) به تدریس و تحقیق و فعالیت بالینی پرداخت. از سال 1342 تا 1373 در دانشگاه تهران، سپس دانشگاه علوم پزشکی تهران با سمت های استادیاری ، دانشیاری و استادی به تدریس و تحقیق و ارایه خدمات بالینی اشتغال داشت. در سال 1373 ، گروه روانشناسی دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی را تاسیس کرد و از آن سال استادی و مدیریت همان گروه را بر عهده داشت.

پروفسور سعید شاملو بانی تجدید حیات انجمن روانشناسی ایران بوده و در دوره های اول، دوم و پنجم ریاست هیات مدیره انجمن را نیز بر عهده داشتند. ایشان همچنین از پیشگامان طراحی سازمان نظام روانشناسی بود.

پروفسور سعید شاملو از سوی «مرکز بین المللی شرح حال نویسی» (IBC) در کمبریج انگلستان به عنوان نامزد مرد سال 2004 انتخاب شدند. این عنوان تنها به معدودی از برگزیدگان اعطا می گردد که دستاوردها و پیشگامی آنها در جامعه بین المللی برجسته باشد و انتخاب پروفسور شاملو از میان دهها هزار فرد لایق دیگر ، به درستی نشاندهنده قدر و ارزش اقدامات علمی ایشان است.

برگزاری دومین کنگره بين‌المللي روان درمانی در شرق و كفتگوي بين تمدنها كه بيش از 60 مهمان از تمام قاره هاي جهان در آن شركت داشته اند ، برجسته ترین فعالیت علمی پروفسور شاملو در آخرین پاییز زندگانی وی بود. پروفسور شاملو ریاست و سمت دبیر کمیته علمی این کنگره را بر عهده داشتند.

پس از برگزاری دومین کنگره بین المللی روان درمانی در شرق ، تعهد علمی و حساسیت پروفسور شاملو به مسایل حرفه ای، وی را، که سالها از بیماری قلبی رنج می برد و لازم بود از هر فعالیت همراه با استرس دوری جوید، برای چندمین بار روانه بیمارستان کرد. اما تن خسته و رنجور بنیان گذار روانشناسی بالینی ايران، که هفته ها بی خوابی و فشار روانی را تحمل کرده بود، اینبار توان مقابله با بیماری را نداشت. دکترشاملو يك هفته پس از برگزاري این كنگره بين‌المللي دچار حمله قلبي شد.

یمارستان، همچون همیشه به ارتقای علم روانشناسی کمرهمت بسته بود و ریاست مسئولانه وی در جلسات اخیر پنجمین هیات مدیره انجمن روانشناسی ایران از آن جمله است.

پروفسور شاملو بلافاصله پس از ترخيص از بيمارستان و با وجود توصيه پزشك معالج مبنی براستراحت، به دانشگاه مراجعه كرد تا به امور جاري گروه، دانشجويان و انجمن روانشناسي ايران رسيدگي كند. چند روز پس از مراجعت به دانشگاه بار دیگر دچار حمله قلبي شد و از آن پس در بيمارستان بستري بود تا سرانجام در صبحگاه روز دهم دی ماه 1383 قلبی که به دلها آرامش می بخشید به آرامش ابدی پیوست. روز یازدهم دی ماه، دانشجویان پروفسور شاملو که بسیاری از آنها خود به کسوت استادی درآمده اند با پدر روانشناسی بالینی وداع گفتند و ایشان را تا قطعه هنرمندان بهشت زهرا بدرقه نمودند.

نام و كارهايش جاودان و راهش پررهرو باد

خدمات پروفسور شاملو به اختصار

الف : تالیف و ترجمه کتب زیر:

  • بهداشت روانی
  • روان شناسی بالینی
  • روش های نو در روان کاوی
  • کاربرد روان درمانی
  • مکاتب و نظریه های شخصیت
  • آسیب شناسی روانی
  • روش تهیه شرح حال
  • مصاحبه تشخیصی
  • تاریخ علم روان شناسی
  • روان درمانی کودک
  • شخصيت ايراني (ناتمام )

ب : تالیف بیش از یکصد مقاله نظری و پژوهشی در روانشناسی

ج : تاسیس اولین کلینیک مرکز مشاوره و راهنمایی در دانشگاه تهران در سال 1344

د : راه اندازی اولین دوره ی فوق لیسانس و دکتری روانشناسی بالینی در ایران

ه : برگزاری دومین کنگره بین المللی روان درمانی در شرق

سمت های پروفسور شاملو در چند موسسه:

· بانی تجدید حیات و رئیس چند دوره از هیات مدیره انجمن روانشناسی ایران

· عضو آکادمی علوم نیویورک از سال 1976

· عضو انجمن روانشناسی آمریکا (APA) از سال 1970

· عضو انجمن روان درمانی آمریکا از سال 1972

· عضو انجمن هیپنوتیست های آزمایشگاهی از سال 1967

· عضو مشاوره در هیات تحریه دایره المعارف بین المللی روان کاوی، روان پزشکی ، اعصاب و روان شناسی از سال 1973


نوشته شده در شنبه 1 آبان1389ساعت 12:34 توسط زهرا| |

 

دکترمهرناز شهرآرای

Mehrnaz Shararai Ph.D.
 


 

نام‌ونام‌خانوادگي: مهرناز شهر‌آراي

تاريخ تولد : 23 ديماه 1324

وضعيت تاهل: متاهل،داراي دو فرزند: شهرزاد، دانشجوي پزشكي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي؛شهريار، دانشجوي مهندسي الكترونيك و كامپيوتر دانشگاه ايرواين، كاليفرنيا

همسر: رضامدني‌پور،دكتراي مديريت بازرگاني و اداري، مشاور مديريت و سازمان

تحصيلات : ليسانس روان شناسي، دانشگاه كاليفرنيـا در لوس آنجلـس 1351، فوق ليسـانس

روان شناسي ، دانشـگاه ايالتـي كاليفرنيـا در لوس آنجلس 1353، دكتري تعليم و تربيـت و روان‌شناسـي رشـد، دانشـگاه كـاليفرنيـا، لوس‌آنجلس 1356، تحصيـلات تكميلي پاسيفيكا (Pacifica Graduate Institute در كاليفرنيا )

وضعيت شغلي : عضو هيات علمي گروه روان شناسي دانشگاه تربيت معلم (تهران) .

تجربه:تدريس(دور‌هاي كارشناسي ، كارشناسي ارشد، دكتري) ، مديريت گروه روان‌شناسي دانشگاه تربيت معلم؛ مشاور روانشناسي

سابقه تدريس: از سال 1357 تا كنون

محل تدريس: دانشگاه شيراز، دانشگاه شهيد بهشتي ، دانشگاه‌تربيت ‌مدرس و تربيت معلم

تعدادي از آخرين مقالات

1. «ترغيب وآموزش خلاقيت درسازمانهاي پويا» دانش مديريت.دانشگاه تهران.شماره37و38 تابستان و پاييز 1376.(با همكاري دكتر رضا مدني پور)

2. « فشار رواني در سازمان » مجله علمي پژوهشي اقتصاد و مديريت. تابستان و پاييز 1377.شماره 37و38.(باهمكاري دكتر رضا مدني پور) .

3. « رابطه بين تكلم خصوصي وخلاقيت ‌كودكان پيش دبستاني » با همكاري نوشاد قاسمي، پژوهشهاي روان شناختي. زمستان1377دوره 5،شماره 1و2.

4. « آموزش و پرورش مطلوب در آستانه سده بيست و يكم » پژوهشهاي تربيتي. فصلنامه علمي ، پژوهشي موسسه تحقيقات تربيتي دانشگاه تربيت معلم .جلد چهارم .شماره 3و4 ، پاييز و زمستان 1375(تاريخ انتشار 1378)

5. « ارتباط ‌مكان ‌كنترل مادر و فرزند با پيشرفت تحصيلي فرزند» مجله روان ـ شناسي وعلوم تربيتي، دانشگاه تهران سال چهارم . شماره2 ، تابستان 1378 (با همكاري خانم‌ گلرخ‌شلويري) پژوهش شايسته سال 1378 وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي .

6. «رويكردهاي چند وجهي: راه حلي براي مشكلات پژوهش در خلاقيت » فصلنامه علمي. پژوهشي موسسه تحقيقات تربيتي دانشگاه تربيت معلم. شماره 3و4 سال 1379

· تأليف و ترجمه (كتاب)

1. اصول و مباني رشد . انتشارات كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان . چاپ اول ، 1360، چاپ دوم ، 1363.

2. رشد در دوران قبل از تولد. انتشارات كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان. چاپ اول ،1361، چاپ دوم ، 1363.

3. راهنماي انتخاب اسباب بازي . انتشارات كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان،

4. رشد كودك از تولد تا دوازده سالگي . انتشارات كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان ، چاپ اول ، 1366.

5. رشدجنسيت . گلمبروك، اس. و فيوش، آر. انتشارات ققنوس. ترجمه سال 1378.

6. محمد نقي براهني. تهران ، انتشارات رشد. (ترجمه فصل رشد.)

7. چشم انداز‌هايي در روانشناسي . ويدلي، اليسون، برچ، ان و ماليم، توني. انتشارات مرواريد.

8. روان شناسي يادگيري كودك و نوجوان. انتشارات رشد ، چاپ اول، 1369؛ چاپ دوم، 1372.زمينه روانشناسي ، اتكينسون ، ريتا و همكاران . (1378) . جلد اول ، ويراستاردكتر براهنی

بر گرفته از خبرنامه انجمن روانشناسی ایران- بهار 1382 شماره 12-1۱

نوشته شده در شنبه 1 آبان1389ساعت 12:33 توسط زهرا| |

 

 دکترامیرهوشنگ مهریار  

AmirHoshang Mehryar Ph.D. 

سال تولد: 1315
رتبه علمي: استاد

تحصيلات : Ph.D ـ روانشناسي ـ لندن ـ (1344) 1965

نشاني : مركز مطالعات و پژوهشهاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه، خيابان افشار، مجتمع كامپيوتر پايتخت، طبقه ششم، آپارتمان 602


(پست الكترونيكي): mehr@dena.irpd.ac.ir

نمابر: 8777939 تلفن: 8777925

سوابق اشتغال:

1. دانشگاه شيراز، شيراز ـ پژوهشي/ آموزشي/ اجرايي ـ رئيس مركز جمعيت‌شناسي، سرپرستي

2. دانشگاه هاروارد، دانشكده پزشكي بوستون ـ پژوهشي ـ Post-Doctoral
3. دانشگاه پنسيلوانيا، فيلادلفيا ـ پژوهشي/ آموزشي ـ استاد مدعو
4. سازمان بهداشت جهاني ـ پژوهشي ـ مشاور علمي

5. مؤسسه عالي پژوهش در برنامه‌ريزي ‌و توسعه تهران ـ پژوهشي/آموزشي/ اجرايي ـ استاد ـ رئيس گروه

سوابق تحقيقاتي:
1 ـ تطبيق و فرم‌يابي آزمونهاي هوش
AH4 وAHS در ايران ـ مجري طرح
2 - تطبيق و فرم‌يابي آزمون تشخيصي 16
PF در ايران ـ مجري طرح
3ـ تطبيق و نرم‌يابي آزمون تشخيصي آيزنك در ايران ـ مجري طرح
4ـ بررسي مشكلات، آرزوهاي شغلي نوجوانان ايراني ـ مجري طرح
5ـ بررسي نظام تأمين اجتماعي كشور ـ مجري طرح
6ـ بررسي توسعه انساني پايدار در ايران ـ مجري طرح
7ـ بررسي نقش مردان در تنظيم خانواده ـ مجري طرح
8 ـ بررسي آموزش فني و حرفه‌ا‌ي كشور ـ مجري طرح
9ـ بررسي تقاضاي اجتماعي براي آموزش عالي ـ مجري طرح

10ـ بررسي وضع‌سوء مصرف مواد و تهيه برنامه ملي مبارزه با اعتياد در ايران ـ مجري طرح

سوابق فعاليتهاي آموزشي:
1 ـ روانشناسي باليني ـ دانشگاه شيراز ـ شيراز
2ـ روانشناسي اجتماعي ـ دانشگاه شيرازـ شيراز
3ـ روانسنجي ـ دانشگاه شيراز ـ شيراز

4ـ روانشناسي باليني كودك ـ دانشگاه تربيت مدرس ـ تهران

5ـ روانشناسي باليني پيش‌رفته ـ انستيتوي روانپزشكي دانشگاه علوم پزشكي ايران ـ تهران
6ـ روانشناسي اجتماعي ـ باليني ـ دانشگاه شيراز ـ شيراز

7ـ روشهاي تحقيق در علوم اجتماعي ـ مؤسسه عالي پژوهش برنامه‌ريزي و توسعه ـ تهران

پايان‌نامه( راهنمايي و مشاوره ):
1ـ هنجاريابي آزمون جديد شخصيتي نئو(
NEO) و بررسي تحليلي ويژگيها و ساختار عاملي آن... (گروسي) ـ دكتراـ 1377

2ـ بررسي ميزان شيوع و عوامل مرتبط به رفتارهاي وسواسي و تيك در كودكان(جاويدي)ـ دكتراـ 1381

3ـ افسردگي و رابطه آن با برخي از ويژگيهاي فردي و خانوادگي دانش‌آموزان ...(مريم خيامي) ـ كارشناسي ارشدـ 1374

4ـ بررسي پاره‌اي الگوهاي شناختي در بيماران مبتلا به همبودي اضطراب و افسردگي (بنفشه عزائي) ـ كارشناسي ارشدـ1372

5ـ بررسي اثر آموزش مادران در كاهش اختلالات رفتاري كودكان (كارينه طهماسبيان) ـ كارشناسي ارشدـ 1375

6ـ مقايسه اثربخشي تكنيكهاي شناختي ـ رفتاري،كلومپيرامين و تركيب آنها در اختلال وسواس (صبوري) ـ كارشناسي ارشدـ 1376
7ـ بررسي مدل آمادگي شناختي ـ‌ استرس از افسردگي(نوري قاسم‌آبادي) ـ كارشناسي ارشدـ 1372

8ـ بررسي همه‌گيرشناسي اختلالات رواني در مناطق روستايي مرودشت فارس (حجت‌اله جاويدي) ـ كارشناسي ارشد ـ 1372
9ـ استفاده از حساسيت‌زدائي حركات چشم (
EMD) در درمان اختلالات فشار رواني پس‌آسيبي ناشي از جنگ ـ كارشناسي ارشد ـ 1371

10ـ بررسي عوامل اقتصادي ـ اجتماعي مؤثر بر مهاجرت داخلي (مازيار صالحي)ـ كارشناسي ارشد ـ 1377

تأليف يا ترجمه كتاب:
1ـ روشهاي آماري در علوم رفتاري (تاليف)ـ دانشگاه شيرازـ فارسي ـ 1349

2ـ تشخيص و درمان بيماريهاي رواني در كودكان (ترجمه و تاليف)ـ انتشارات رشدـ فارسي ـ 1369
3ـ اختلالات رفتاري كودكان (ترجمه) ـ انتشارات رشدـ فارسي ـ1371
4ـ وسواس (ترجمه) ـ انتشارات رشدـ فارسي ـ 1373
5ـ افسردگي (تاليف و ترجمه) ـ انتشارات رشدـ فارسي ـ 1372
Government spending on Basic social servises and its share GDP in IR Iranـ UNICEFـ انگليسي ـ 1999
Integriled Approach to Reproductive Healethy family Planning in the IR Iranـ IRPD / UNFPA ـ انگليسي ـ 2001

آشنايي با زبان(ها): انگليسي
آشنايي با كشور(ها): بعلت كار با سازمان بهداشت جهاني به اكثر كشورهاي آسيا و آفريقا مسافرت كرده‌ام. در سالهاي اخير نيز براي شركت در كنفرانسهاي علمي به چين، برزيل و استراليا رفته‌ام.

اسامي و مشخصات جوايز علمي:
1. جايزه بهترين محقق دانشگاه شيراز (1350)
2. مدال و جايزه بهترين محقق علوم اجتماعي سال از وزارت علوم و آموزش عالي (1357)
3. جايزه بهترين محقق سازمان برنامه و بودجه (1379)


بر گرفته از خبرنامه انجمن روانشناسی ایران- زمستان 1382 شماره 13-

نوشته شده در شنبه 1 آبان1389ساعت 12:32 توسط زهرا| |

آشنایی با دكتر ابوالقاسم نوری
..........................................................................................................

 

 

دكتر ابوالقاسم نوری، متولد سال 1320 در شاهرود، تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در همان شهر به اتمام رسانيدند. با پذيرفته شدن در امتحان ورودي دانشسراي عالي تهران در سال 1339، تحصيل خود را در رشته‌ی روانشناسي شروع کردند (رشته‌ای که براي نخستين بار در کشور به صورت مستقل از فلسفه تأسيس شده بود) و پس از گذرانيدن دروس تخصصي روانشناسي به همراه دروس ويژه‌ی تربيت دبير در سال 1342 از اين رشته فارغ‌التحصيل گرديدند. در واقع، بر خلاف آنچه تاکنون در مورد تاريخچه‌ی روانشناسي جديد در ايران گفته و نوشته شده است، آغاز اين رشته به صورت مستقل در کشور را بايد از سال 1339 و در دانشسراي عالي تهران محسوب نمود. تعداد 14 نفر فارغ‌التحصيل از جمله دکتر نوری را بايد به عنوان نخستين دانشجويان و فارغ‌التحصيلان رشته روانشناسي در ايران قلمداد كرد. بنيانگزاران واستادان نخستين دوره‌ی روانشناسي کشور، صاحبنظران واستادان برجسته‌اي بودند که اسامي برخي از آنان به شرح زير است: 1)دکتر محمود صناعي، 2)دکتر ايرج ايمن (مدير گروه)، 3) دکتر ابراهيم نصفت، 4)دکتر ابراهيم صراف هاشمي، 5)دکتر خسرو مهندسي، 6)آقاي محمدنقي براهني (قبل از اخذ درجه دکتري)، 7) خانم فخرالسادات امين، و 8) خانم سروري (غير از استادان نامبرده در رديفهاي 1، 4، 5، 6، بقيه در قيد حيات بوده و به خدمات و زندگي پرثمر خود ادامه مي‌دهند).

دکتر ابوالقاسم نوری، پس از اخذ مدرک ليسانس روانشناسي، در سال 1342 به عنوان دبير به استخدام وزارت آموزش و پرورش در آمدند. پس از موفقيت در امتحانات ورودي دوره‌ی فوق ليسانس در موسسه‌‌ روانشناسي دانشگاه تهران در سال 1345 و طي دوره‌ی تحصيلي مزبور، در سال 1347 از اين دوره فارغ‌التحصيل شدند. از اين زمان تا سال 1350، به تدريس در برخي موسسات آموزش عالي، همکاري پژوهشي با موسسه تحقيقات علوم تربيتي دانشسراي عالي، و در دو سال آخر اين دوره به همکاري با وزارت آموزش و پرورش به عنوان کارشناس در اداره‌هاي نظارت و ارزشيابي و سپس تربيت معلم نيز ادامه دادند. در سال 1350، با توجه به فراخوان عمومي و پس از پذيرفته شدن در مصاحبه‌ی علمي، خدمت خود را در گروه روانشناسي دانشگاه اصفهان آغاز نمودند و در حال حاضر نيز در همان دانشگاه به خدمت ادامه مي‌دهند. دکتر نوری ضمن خدمت در دانشگاه، و اعزام به کشور انگلستان، تحصيلات عالي خود را با اخذ دو مدرک تحصيلي در آن کشور به انجام رسانیدند: ابتدا، دورة آموزشي ام. فيل. در روانشناسي شغلي را پس از گذرانيدن دروس تخصصي روانشناسي صنعتي و سازماني طی کردند و سپس پايان‌نامه اين دوره را با موفقيت در دانشگاه لندن گذرانیدند (مدرك M. Phil در وزارت علوم به عنوان درجة دانشوري: "برتر از فوق ليسانس و کمتر از دكتري" در "روانشناسي حرفه‌اي" ارزيابي شد).

ایشان پس از ورود به دوره‌ی دكتري و تهيه‌ی مقدمات مربوط، با شروع انقلاب به كشور برگشته و پس از حدود دو سال ادامه‌ی خدمت در دانشگاه، مجدداً تحصيل خود در بريتانيا را ادامه دادند و مدرک دکتراي رشته‌ی روانشناسي صنعتي و سازماني را در سال 1360 (1981 ميلادي) از دانشگاه کواينز بلفاست اخذ نمودند. در سال تحصيلي 72-1371 (93-1992 ميلادي) يک دوره‌ی فرصت مطالعاتي را در گروه روانشناسي صنعتي و سازماني دانشگاه ايالتي کانزاس گذرانيدند.

علاوه بر تأليف يا ترجمه‌ی چند اثر که در حال تدوين يا ويرايش است، تاکنون دو کتاب از نامبرده منتشر شده است: (1) ترجمه‌ی کتاب «كار، فشار رواني، بيماري و طول عمر» تأليف فلچر استاد برجسته‌ی انگليسي و متخصص رشته‌ی روانشناسي صنعتي و سازماني كه با همكاري يك استاد ديگر ترجمه و در 1381 توسط دانشگاه اصفهان چاپ و منتشر شده است، و (2) يک اثر مشترک ديگر با عنوان «واژه‌نامه روانشناسي صنعتي و سازماني» که در بهار سال 1387 توسط جهاد دانشگاهي اصفهان منتشر مي‌گردد. نامبرده در انجام 6 طرح پژوهشي به عنوان مجري و در تعدادي نيز به عنوان همکار فعاليت و مشارکت داشته و تاکنون در چندين همايش داخلي و خارجي مقاله ارائه داده‌اند و بيش از 50 مقاله در مجله‌هاي علمي- پژوهشي- آموزشي به فارسي و برخي به انگليسي منتشر ساخته‌اند.

عضويت كميته برنامه‌ريزي روانشناسي شوراي عالي وزارت فرهنگ و آموزش عالي (7 سال)، همکاري در برنامه‌ريزي و به تصويب نهايي رسانيدن برنامه‌هاي دوره‌هاي کارشناسي و کارشناسي ارشد روانشناسي صنعتي و سازماني در وزارت متبوع، تأسيس دوره‌هاي مزبور در دانشگاه اصفهان و همچنين دانشگاه آزاد اسلامي واحد خوراسگان (اصفهان)، عضويت كميته‌ی علمي روانشناسي كار در موسسه كار و تأمين اجتماعي وزارت كار و امور اجتماعي، عضويت در انجمن روانشناسي ايران، عضويت در انجمن روانشناسي اجتماعي ايران و عضو هيئت مديره در نخستين دوره‌ی آن، سردبيري مجله دانشکده براي چند سال، عضويت در هيأت تحريريه‌ی چندين مجله و سه مجله‌ی پژوهشي در حال حاضر، عضويت در شوراهاي تخصصي و تکميلي گروه روانشناسي دانشگاه اصفهان، يک دوره يکساله مديريت گروه روانشناسي دانشگاه اصفهان، چند سال مديريت گروه‌هاي کارشناسي روانشناسي صنعتي و سازماني و کارشناسي ارشد دانشگاه آزاد اسلامي خوراسگان، معاونت آموزشي دانشكده (9 سال) و همچنين معاونت پژوهشي دانشکده علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه اصفهان(3 سال)، و راهنمايي دهها پايان‌نامه‌ی کارشناسي ارشد و اخيراً دکتري روانشناسي را مي‌توان به کارنامه آموزشي- پژوهشي- خدماتي دکتر نوری افزود.

دکتر نوری هم‌اکنون سالهاي پاياني خدمت خود را در گروه روانشناسي، دانشکده علوم تربيتي و روانشناسي، دانشگاه اصفهان مي‌گذراند و با شماره تلفن و آدرس زير نيز مي‌توان با ایشان تماس حاصل نمود: دفتر کار 7932560-0311 همراه 1150996-0913

آدرس پست الكترونيكي: a.nouri@edu.ui.ac.ir

 
نوشته شده در شنبه 1 آبان1389ساعت 12:30 توسط زهرا| |

آشنایی با دکتر محمدنقی براهنی
..........................................................................................................

 
 

زنده ياد دكتر محمد نقي براهني ، نخستين فرزند خانواده اي از طبقه متوسط به سال 1311 در تبريز چشم به جهان گشود. دوره هاي دبستان و دبيرستان را در زادگاه خود به پايان رساند، بعد وارد دانشگاه تبريز شد و در سال 1334 با درجه عالي مدرك ليسانس خود را در آموزش زبان دريافت نمود. همزمان با تحصيل در دوره ليسانس ، در شهرستان مرند ، به عنوان آموزگار مشغول به كار شد . پس از دريافت مدرك ليسانس به مدت دو سال در دبيرستانهاي اروميه به تدريس پرداخت . بخاطر نبوغ و شايستگي قابل توجهي كه در طول تحصيل از خود نشان داده بود در سال 1335 با دريافت بورسيه تحصيلي به كشور انگلستان اعزام شد و در سال 1336 توانست از دانشگاه لندن ديپلم آكادميك روانشناسي پرورشي را دريافت نمايد . به محض دريافت اين مدرك ، به ادامه تحصيل پرداخت و در سال 1338 موفق به دريافت فوق ليسانس روانشناسي پرورشي از دانشگاه لندن شد . در اواسط سال 1340 به تبريز عزيمت كرد و تا سال 1343 به عنوان عضو هيات علمي گروه روانشناسي دانشگاه تبريز به تدريس و پژوهش پرداخت . سپس براي ادامه تحصيل به آمريكا اعزام و در سال 1345 از دانشگاه كلمبيا درجه فوق ليسانس روانشناسي دريافت كرد . به دنبال اين موفقيت، تحصيل دوره دكتري را شروع كرده همزمان با آن به عنوان متخصص آزمون سازي در موسسه هارگوت پرس واقع در نيويورگ آمريكا شروع به كار كرد و تا سال 1346 به اين كار ادامه داد.

دكتر محمد نقي براهني در سال 1347 درجه دكتري روانشناسي را از دانشگاه ياد شده دريافت كرد. در ادامه كار به ايران بازگشت و در گروه روانشناسي دانشكده علوم تربيتي دانشگاه تهران ، ابتدا با سمت استادياري و سپس دانشياري به تدريس و پژوهش پرداخت و در سال 1362 با همان درجه دانشياري از دانشگاه تهران زودهنگام بازنشسته شد.

در دوران حضور در دانشگاه تهران با توجه به فقدان كتابهاي درسي شايسته در زمينه هاي اصلي روانشناسي علمي روز به ترجمه متون زيربنايي دانشگاههاي پيشتاز و پراعتبار جهان همت گماشت . كتابهاي مباني نظري آزمون هاي رواني ، انگيزش و هيجان ، روان آزمايي ، روانشناسي يادگيري محصول اين رويكرد استاد است .

پابپاي اين تلاشها ، نخستين گامها را در راه فعاليتهاي آزمايشي و تجربي يا به بيان دقيق تر عملي شدن مفهوم پژوهش و تحقيق در اين شاخه از دانش بشري برداشت. نخستين اقدام براي تهيه هنجاريابي آزمون ها ، بويژه آزمونهاي شناختي در اين مسير قرار داشت . ضرورت وجود اين قبيل آزمونها در وزارت علوم و نيز آموزش و پرورش و همچنين براي بسياري از برنامه ريزي هاي آموزشي كلان كشوري از دير زمان احساس مي شد . استاد در كنار اين تلاش هاي چند جانبه طرح بزرگ ” بررسي رابطه نمرات دانشگاهي با نمرات آزمون ورودي دانشگاهها و نمرات دبيرستاني “ را به اجرا در آورد و نتايج آن را در كنفرانس هاي داخلي و خارجي منتش ساخت . در عين حال كه دقت علمي تا سرحد وسواس، مهمترين خط مشي استاد بود با اين همه رفتار بسيار دوستانه و فروتنانه او خصوصا با دانشجويان همواره به چشم مي آمد و گاه مايع شگفتي بود.

در طول تعطيلي دانشگاهها و بخصوص بعد از بازنشستگي ، تهيه چند كتاب بنيادي ديگر از جمله كتاب نظريه هاي يادگيري و همچنين تهيه هنجار ايراني براي رايجترين آزمون شناختي دنيا ( وكسلر ) در دستور كار استاد قرار گرفت و در همين دوران بود كه با دعوت انساني بسيار شريف در انستيتو روانپزشكي تهران به تدريس روي آورد و به آموزش دانشجويان و راهنمايي پايان نامه هاي دوره هاي كارشناسي ارشد ، دكتري و دوره هاي تخصصي همت گماشت .

گردهم آمدن صاحبنظران و مدرسين دانشگاهها براي تاليف كتاب كليدي ” واژه نامه روانشناسي و زمينه هاي وابسته “ و ترجمه كتاب ” زمينه روانشناسي “ از زمره تدابير علمي فرهنگي بزرگي است كه در دوران تعطيلي دانشگاهها شروع گرديد. كتاب بزرگ داثرة المعارف روانشناسي را نيز در دست تهيه داشت كه متاسفانه مهلت به ثمر رساندن آن را نيافت .

علاوه بر همه اين فعاليت هاي چشمگير، كار بزرگ ديگري نيز در كارنامه خدمات ملي دكتر براهني قرار دارد و آن ساختن مجموعه آزموني تحت عنوان ” مجموعه آزمون تشخيص استعداد “ است؛ گزارش سال ها رنج و مرارت او در زمينه اين كار خارق العاده در اختيار مسئولين آموزش و پرورش قرار دارد و اميد مي رود هر چه زودتر انتشار يافته و زمينه كاربرد آن فراهم گردد .

ايشان فارغ از سود و زيان مادي و تنها با رويكرد دانشمندي عاشق و بي خبر از خود و بي اعتنا به خور و خواب مشغول خدمت بود . تلاش هاي پيگير اين دانشمند فرزانه در استقرار موازين پژوهشهاي علمي در اين زمينه در چشم انداز بنيانگذاري انجمن روانشاسي ايران نيز قابل وصف است .

ثمره ازدواج دكتر محمد نقي براهني با خانمي آموزگار دو فرزند مي باشد كه يكي از آنان متخصص زنان و زايمان و ديگري در حال گذراندن تخصص در رشته طب اطفال است كه همواره گرمي بخش زندگاني سراسر كوشش و تلاش او بوده اند – هم او كه هرگز گرد منصب و مقام نگشت و هم او كه از سر فروتني، گمنام ماندن را برگزيده بود چنانكه در پاسخ درخواست هاي مكرر دوستان و همكاران براي برگزاري مجلس بزرگداشتي براي او به يكي از دوستان شريفش گفته بود ” شما مي خواهيد براي مورچه عروسي راه بياندازيد “.

برخي از دانش پژوهان و كساني كه از نزديك با اينگونه از خودگذشتگي خاموش دكتر براهني آشنا بوده اند در نظر دارند به رسم پاسداشت اهل علم و جويندگان حقيقت و ترويج دانش امروزي ، از تلاش ها و زحمات علمي و مرتبت والاي انساني او براي پيشرفت دانش در كشور چراغي فرا راه جوانان برافروزند .

فرصت كوتاه و تنگ حاضر را به جز اشارت گذاريي كه رفت، مجال بيشتر نيست . شادروان دكتر محمد نقي براهني در آخرين سه شنبه مردادماه هزار و سيصد و هشتاد و يك در پايان يك سال طولاني پر از روزهاي دشوار بيماري هاي پياپي (اگرچه در حلقه محبتهاي خانواده مهربان و دوستان شفيق ) در آرامش ابدي قرار گرفتند و در قطعه هنرمندان گلزار وادي رحمت شهر تبريز به خاك سپرده شدند. روانش شاد و يادش گرامي باد.

تنظيم از : ستاد بزرگداشت دكتر محمد نقي براهني


نوشته شده در شنبه 1 آبان1389ساعت 12:29 توسط زهرا| |

دکتر پریرخ دادستان

Parirokh Dadsetan Ph.D.

نام و نام خانوادگي : پريرخ دادستان

تاريخ و محل تولد : تهران 1310

سوابق تحصيلي : دريافت ديپلم متوسطه از دبيرستان ناموس 1328 ـ قبولي در كنكور سراسري و دريافت بورس از وزارت فرهنگ و آموزش عالي و اعزام به كشور سوئيس ( به عنوان تنها زن پذيرفته شده ) 1330 ـ دريافت گواهينامه علوم تربيتي در رشته روانشناسي از دانشگاه ژنو 1331ـ دريافت دانشنامه تخصصي روانشناسي باليني كودك ، ژنو1332ـ دريافت دانشنامه عمومي روانشناسي كاربردي ، ژنو 1332ـ دريافت دانشنامه ليسانس روانشناسي ،ژنو 1333ـ دريافت دانشنامه كارشناسي ارشد روانشناسي ، ژنو1335ـ دريافت دكتري روانشناسي ، ژنو1339ـ بازگشت به ايران 1339 و شركت در دوره‌هاي تخصصي و كنگره‌هاي داخلي و خارجي ، تدريس ، پژوهش و ... تاكنون

سوابق شغلي : عضويت شوراي راهبري سند ملي آموزش و پرورش 1383 تا كنون ـ مدير مسئول و سردبير فصلنامه روانشناسان ايراني 1382 تا كنون ـ استاد گروه روانشناسي دانشگاه شهيد بهشتي 1381 تاكنون ـ مدير گروه روانشناسي سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني ( سمت ) 1375 تاكنون ـ مدير دفتر مطالعات و تحقيقات علوم انساني معاونت پژوهشي و برنامه ريزي دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران جنوب 1372 تا كنون ـ استاد 1379- 1365 ، دانشيار 1365- 1359 ، مدير گروه 1362- 1354 و استاديار 1359- 1344 گروه روانشناسي دانشگاه تهران

سوابق پژوهشي : مجري 16 مورد طرح پژوهشي و هنجار گزيني تست‌هاي متفاوت در دانشگاه تهران ، دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب و سازمان پژوهش و برنامه ريزي وزارت آموزش و پرورش كه در اين ميان

برخي از طرح‌هاي ايشان برنده جوايز ارزنده‌اي نيز شده‌اند . از آن جمله ‌روش‌هاي تشويق و تنبيه در مدارس راهنمايي از ديدگاه معلمان و دانش آموزان ( برنده طرح برگزيده سال 1377) ، بررسي توان ذهني دانش آموزان دوره ابتدايي به منظورتعيين استانداردهاي آموزشي (برنده پانزدهمين جشنواره بين‌اللملي خوارزمي) 1376 ،بررسي توانايي‌هاي كودكان غير فارسي زبان در زبان فارسي در بدو ورود به نظام آموزشي ( برنده طرح برگزيده 1379 ) و ميزان اضطراب دانش آموزان در جلسات امتحاني و راه‌هاي كاهش آن ( برنده طرح برگزيده سال 1375 )

سوابق فعاليت‌هاي آموزشي : 17 مورد پايان‌نامه دكترا و 101 مورد پايان‌نامه كارشناسي ارشد در دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالي مختلف استان تهران.

سوابق انتشاراتي : روانشناسي جنايي ،1382ـ اختلال‌هاي زبان ، روش‌هاي تشخيص و بازپروري (روانشناسي مرضي تحولي ، جلد سوم) 1380 ـ روانشناسي مرضي تحولي ، از كودكي تا بزرگسالي ، جلد دوم ، 1379 ـ تنيدگي يا استرس ، بيماري جديد تمدن ، 1377ـ روانشناسي مرضي تحولي ، از كودكي تا بزرگسالي ، جلد اول ، 1376 ـ گفتگوهاي آزاد با ژان پياژه ،1375ـ ديدگاه پياژه ، در گستره تحول رواني ، 1375ـ ارزشيابي شخصيت كودكان بر اساس آزمون‌هاي ترسيمي ،1374 ـ روانشناسي ژنتيك 2 ،1372ـ نقاشي كودكان ، كاربرد تست ترسيم خانواده در كلينك ،1371ـ روانشناسي باليني .1371ـ روانشناسي مرضي تحولي ، از كودكي تا نوجواني ،1371 ـ تربيت به كجا ره مي‌سپرد؟1369ـ بيماري‌هاي رواني ، 1368 ـ لغت‌نامه روانشناسي ، 1365و هم چنين ارائه 29 مقاله (1383ـ1355) كه در مجلات مختلف روانشناسي داخلي به چاپ رسيده است.

عناوين و جوايز:

ايشان منتخب اولين دوره معرفي پژوهشگران قابل تقدير دانشگاه تهران ، 1383‌ـ برنده چندين لوح تقدير از انتشارات سمت ،1383 ـ برگزيده دومين مراسم بزرگداشت چهره‌هاي ماندگار 1381ـ پژوهشگر برگزيده جامعه اسلامي پژوهشگران ، 1380 ، برنده چندين طرح برگزيده از سوي وزارت آموزش و پرورش و در مجموع برنده 16 عنوان جايزه از سال 1371 تا1383 بوده‌اند.

بر گرفته از خبرنامه انجمن روانشناسی ایران


نوشته شده در شنبه 1 آبان1389ساعت 12:28 توسط زهرا| |

بسمه تعالي

انجمن روان شناسی ایران برگزار مي كند

فراخوان مقاله

همايش سلامت روانی و ورزش


 

 

ورزش، به عنوان یکی از مولفه های مربوط به سلامتی روانی هر روز نقش خود را بیشتر آشکار می کند. انجمن روان شناسی ایران قصد دارد با برگزاری همایش "سلامتی روانی و ورزش" ارتباط  پرداختن به فعالیت های ورزشی را با سلامتی روانی به طور جامع بررسی نماید. در اين امر سازمان نظام روان شناسي ايران، پژوهشكده تربيت بدني و علوم ورزشي، آكادمي ملي المپيك، و سازمان ورزش شهرداري تهران به انجمن ياري خواهند رساند.  از کلیه دانشمندان و دانش پژوهان دعوت می شود که با ارسال مقالات پژوهشی خود در این همایش شرکت نمایند.

 

محورهاي همايش

-نظریه های سلامتی روانی و ورزش

-آمادگي رواني براي تمرينات بدني

-ورزش و افسردگی، ورزش و اضطراب، ورزش و عزت نفس، ورزش و خلق مثبت، ورزش و فعالیت شناختی، ورزش و پاسخدهی به فشار روانی

-سلامتی روانی و ورزش در زنان

-سلامتی روانی و ورزش در کهنسالان

-سلامتی روانی و ورزش در معلولان

-ورزش و سلامتي رواني كودكان و نوجوانان

- ورزش و بیماری های روانی

-پيشگيري از آسيب‌ها و بازتواني روان‌شناختي پس از رقابت‌هاي ورزشي

 

شرايط ارسال و پذيرش مقاله

کلیه مقالات باید به دو شکل چکیده بلند فارسی و جکید کوتاه انگلیسی ارسال شوند.

-چکیده بلند فارسی (Long Abstract)

-در 4 صفحه  A4 شامل عنوان، اسامي و مشخصات نويسندگان، موسسه ناظر، ‌مقدمه (مباني نظري و پيشينه پژوهش)، روش‌شناسي، يافته‌ها (نتايج)، بحث و نتيجه‌گيري و منابع.

-حداکثر یک شکل و یک جدول؛ زیر نام ارائه دهنده مقاله خط کشیده شود.

- با نرم افزار Word 2003  با سه سانتي‌متر حاشيه و يك سانتي متر فاصله بين سطرها  تايپ شود.

- قلم تايپ در چكيده فارسي براي عنوان مقاله: نازنين سياه 14، نام نويسندگان: نازنين سياه 13، آدرس: نازنين مورب12 ، متن نازنين 12 ساده انتخاب شود.

چکيده كوتاه انگليسي -با نرم افزار 2003  Wordدر اندازه A4  و بدون جدول و نمودار شامل عنوان، اسامي و مشخصات نويسندگان، هدف، روش‌شناسي، يافته‌ها، نتيجه‌گيري كلي و واژه‌هاي كليدي

قلم با اندازه‌ها و مشخصات اشاره شده در چكيده فارسي تايپ شود.

مقاله قبلاً در هيچ يك از همايش‌هاي علمي ارائه نشده باشد.

مقاله به صورت  فايل Word 2003  از طريق ايميل  همايش ارسال گردد.

به مقاله ارسالي از طريق نمابر يا پست ترتيب اثري داده نخواهد شد.

مقالات پذيرفته شده به صورت سخنراني و پوستر ارايه مي‌شوند.

متقاضي براي ثبت نام لازم است برگه مربوط به ثبت نام را در وب سايت همایش
www.iranpa.org/sportdivision
تکمیل کرده و به همراه مقاله به ايميل sportdivision@iranpa.org   ارسال كند.

 

زمان:

-تاريخ برگزاري همايش: 7 بهمن ماه

-آخرين مهلت ارسال مقاله: اول آذرماه 1389

-اعلام اسامي پذيرفته‌شدگان: اول دي‌ماه 1389

 

هزينه ها

هزينه ارائه مقاله در همايش كه پس از اعلام اسامي قبول‌شدگان دريافت خواهد شد معادل 500000 ريال (براي دانشجويان 200000 ريال) مي‌باشد كه شامل ثبت نام و استفاده از سخنراني ها، پذيرايي حين همايش،‌ نهار، و بسته همايش است. اين مبلغ بايد به حساب شماره 0102699310002 بانك صادرات شعبه مقدس اردبيلي به نام انجمن روان شناسی ایران واريز شود

نوشته شده در شنبه 1 آبان1389ساعت 12:26 توسط زهرا| |

آسمان را بنگر ، که هنوز، بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست
گرم وآبي و پر از مهر ، به ما مي خندد !
يا زميني را که، دلش ازسردي شب هاي خزان
نه شکست و نه گرفت !
بلکه از عاطفه لبريز شد و
نفسي از سر اميد کشيد
ودر آغاز بهار ، دشتي از ياس سپيد
زير پاهامان ريخت ،
تا بگويد که هنوز، پر امنيت احساس خداست !
ماه من غصه چرا !؟! 
تو مرا داري و من
هر شب و روز ،
آرزويم ، همه خوشبختي توست !
ماه من ! دل به غم دادن و از ياس سخن ها گفتن
کارآن هايي نيست ، که خدا را دارند ...
ماه من ! غم و اندوه ، اگر هم روزي، مثل باران باريد
يا دل شيشه اي ات ، از لب پنجره عشق ، زمين خورد و شکست،
با نگاهت به خدا ، چتر شادي وا کن
وبگو با دل خود ،که خدا هست ، خدا هست !
او هماني است که در تار ترين لحظه شب، راه نوراني اميد
نشانم مي داد ...
او هماني است که هر لحظه دلش مي خواهد ، همه زندگي ام ،
غرق شادي باشد ....
ماه من !
غصه اگر هست ! بگو تا باشد !
معني خوشبختي ،
بودن اندوه است ...!
اين همه غصه و غم ، اين همه شادي و شور
چه بخواهي و چه نه ! ميوه يک باغند
همه را با هم و با عشق بچين ...
ولي از ياد مبر،
پشت هرکوه بلند ، سبزه زاري است پر از ياد خدا
و در آن باز کسي مي خواند ،
که خدا هست ، خدا هست
و چرا غصه ؟ چرا !؟!

نوشته شده در جمعه 19 شهریور1389ساعت 21:12 توسط زهرا| |

 

سومین کنگرۀ­ انجمن روانشناسی ایران

رشد و گسترش روزافزون علم روانشناسی و علوم وابسته در جهان معاصر، متخصصّان، پژوهندگان و علاقه­ مندان روانشناسی را ناگزیر می سازد که با آخرین یافته­ ها، تجربه ­ها و دستاوردهای این رشته از دانش بشری آشنا شوند و در جریان آرا، افکار، نگرش­ها و برنامه­های علمی، سازمانی و حرفه­ای همکاران خود قرار گیرند.

انجمن روانشناسی ایران، با هدف فراهم آوردنِ شرایط لازم برای تبادلِ اطّلاعات، هم­اندیشی، گفتگو و تبادل آرا بین محققّان، صاحب­نظران و دانش­پژوهان و در ادامۀ فعالیت­های نتیجه­بخش دو کنگرۀ قبلی، اقدام به برگزاری سومّین کنگرۀ انجمن روانشناسی ایران می ­نماید و از همۀ اساتید، دانشجویان و همکاران محترم دعوت می کند با مشارکتِ همه­جانبه و فعّال خود، ما را در این امر مهم یاری رسانند.

سومین کنگرۀ انجمن روانشناسی ایران که طی روزهای یازدهم و دوازدهم اسفندماه 1389 برگزار خواهد شد، موضع «چشم ­اندازهای جدید در روانشناسی» را محور اصلی خود قرار خواهد داد. در این کنگره، گزارش­های تحقیقی مبتنی بر پایه­های نظری محکم و روش­شناسی علمی، از جایگاه خاصی برخوردار خواهد بود و در عین حال سعی خواهد شد از دانش، تفکّر و تجارب اساتید و پژوهشگرانِ ارجمند در عرصه های مختلفِ نظری، کاربُردی، حرفه­ای و سازمانی، هرچه بیشتر بهره گرفته شود.

امید می­رود کنگره بتواند فضای زنده­ای برای تبادل دیدگاه­ها و دریافت­ها که شرط اساسی و ضروریِ رشد علمی در جامعه است، بین شرکت­کنندگان پدید آورد و با تقویتِ نگرش­ها و رویکردهای میان­رشته­ای و بین­رشته­ای، پویندگی بیشتری به روانشناسی ببخشد. کنگره، متعلّق به همۀ روانشناسان است و مشارکت فعّالانۀ هریک از آن­ها، از اهمّیت ویژه­ای برخوردار است.

                                                       دکتر حبیب ­الله قاسم­زاده

                                    دبیر علمی سومین کنگرۀ انجمن روانشناسی ایران

 

**بچه ها هستین ؟!

نوشته شده در پنجشنبه 18 شهریور1389ساعت 14:25 توسط زهرا| |

امروز می خواهیم در مورد هیپنوتیزم و روابط جنسی صحبت کنیم. برای آنکه بتوانیم ارتباط این دو موضوع را به خوبی روشن کنیم پسندیده است ابتدا ارتباطات جنسی را کمی مبسوط بررسی نماییم.

از نظر من شما با هر سن و هر تحصیلات و شخصیتی که باشید این مقاله می تواند یکی از بزرگترین درسهای زندگیتان باشد و شاید مفیدترین آنها. با این حال بر خلاف مقالات قبلی احساس می کنم این مقاله را همه شما به تنهایی می خوانید چون اصولا از صحبت درمورد این رابطه خجالت می کشیم و خجالت طبیعتا اولین احساسی است که  اغلب ما نسبت به این موضوع  از خود بروز می دهیم و البته این نکته خوبی برای شروع مقاله است.

 

1- احساس آغازین، خجالت

ازهمین حسی که دارید شروع کنیم. بیایید ببینیم این حس از کجا ناشی می شود؟ از نظر روانشناسی خجالت احساسی است که ما در هنگام رسوایی نقاط ضعف مان ازخود بروز می دهیم.

اگر ریشه یابی کنیم متوجه می شویم این احساس را از ابتدای کودکی با خود داشته ایم از کودکی به ما آموخته اند که این احساس را داشته باشیم. به ما گفته اند قسمتی از بدن ما  منطقه ممنوعه و شرم آور است و باید بخاطر آن خجالت بکشیم و ما نیز اینطور کرده ایم و خجالت کشیده ایم. کمی بزرگتر که شدیم گفتند که در مورد این موضوع با کسی صحبت نکنیم چون یک بچه خوب در این باره صحبت نمی کند، وقتی به  بلوغ رسیدیم  گفتند که میل جنسی یک میل پست است و باید شدیدا آنرا کنترل کنیم  و بعد هم تا آخر عمر نباید در موردش با کسی صحبت کنیم چون واقعا از ادب به دور است که یک انسان متشخص درباره این موضوع صحبت کند. چه بسا دربعضی از خانواده ها حتی همسران به حرمت هم در این مورد صحبت نمی کنند! دشمنی انسان با این رابطه آنقدر پیش رفته که تمام الفاض رکیک خود را از این رابطه می سازد و این قسمتی از فرهنگ است و تنها هم متعلق به کشور یا منطقه ما نیست یک فرهنگ جهانی است و جدید هم نیست هزاران سال است که به همین ترتیب تربیت شده ایم و به همین ترتیب هم رشد یافته ایم. خوب انسان با همه پست بینی این رابطه هرگز راه حلی برای از بین بردن آن پیدا نکرده و تمام مشکلات مربوط به این رابطه نیز  ناشی از تعارضهایی است که هرکسی در زندگی خود در این رابطه می بیند.

وقتی بچه آگاه می شود که پدر و مادر خود به این علت "همسر" خطاب می شوند که با هم چنین رابطه ای دارند یا وقتی متوجه می شود تولدش در جهان مدیون این ارتباط  بین والدینش بوده چه احساسی پیدا می کند؟ آیا حق ندارد از پدر و مادر خود متنفر باشد و آنها را ریاکار بداند؟ یا از تولدش به این گونه متاسف باشد و گاهی آرزو کند که کاش بگونه ای دیگر به دنیا می آمد؟

وقتی این بچه مودب، کمی بزرگتر می شود و می بیند که تمام اشعار و ادبیات و ترانه ها از همین کشش بین دو جنس مخالف صحبت می کنند و یا وقتی در جمع بزرگان می بیند که همه  بحث ها حول این محور می گردد و همه آدمهای مودب جهت های اصلی زندگی خود را از روی همین موضوع هماهنگ می کنند چه احساسی پیدا می کند؟ آیا چیزی جز تزویر و دورنگی از جامعه و فریب خوردگی خودش؟ وقتی دیگران کشش به سمت این ارتباط را گوهر آفرینش و عشق می نامند و خودش این ارتباط را  مایه شرم می داند چه حسی پیدا می کند؟  

این تعارضها ما را به کجا می برند؟

وقتی به نوجوانان می گوییم این غریضه پست را باید هچون خوک وحشی سرکوب کند ولی به او راه کنترل را نمی آموزیم چه می شود؟

غیر از این است که روح آنها را جنگجو بار آورده و آنان حتی شبها هم از ترس "خشم شب دشمن" با لباس رزم می خوابند؟

چرا وقتی نوجوانی به  فضای مجازی اینترنت سرک می کشد خانواده آشنا با اینترنت هر لحظه نگران و چشم انتظارند که فرزند نوجوانشان از این "میدان مین" صحیح و سالم بازگردد؟

چند لحظه به مرد یا زن عقیمی فکر کنید که خانه خود را پر ازعروسک کرده اند و حاضرند نیمی از عمر خود را بدهند تا بچه دار شوند و گاه با همین حسرت از دنیا می روند...

وقتی ما به فرزندان خود مبارزه و سرکوب این میل درونی را سفارش می کنیم چه پاداشی برای آنها در نظر گرفته ایم؟

آیا می دانید ناتوانی جنسی پاداش نوجوانانی است که توانسته اند به خوبی این نیرو را در خود سرکوب کنند؟ آیا شما به عنوان پدر و مادر واقعا آرزو می کنید فرزندانتان عقیم یا سرد مزاج شوند؟ یا شما هم دراین تعارض گیر افتاده اید؟!

با اینکه در کشور ما درصد چشمگیری از مردان از این عارضه رنج می برند و همسرانشان نیز قربانی یک تربیت موثر شده اند اما خوشبختانه درصد بالاتری از نوجوان نمی توانند این میل را در خود سرکوب کنند، اما چه بر سر آنها می آید؟ 

عموم  بچه ها  دوست دارند "بچه خوبی" باشند و در  نوجوانی  قصد دارند زهد و تقوی پیشه کنند ولی راهی پیش روی آنان است که نه خود تجربه ای در این زمینه دارند و نه حق دارند دراین خصوص با کسی صحبت کنند پس باید الهاماتی به ایشان شود تا راه کنترل صحیح را بدانند و یا باید مادام العمر از این خطر که همواره در کمین آنهاست فرار کنند. اما آیا می دانید این فرار دام بزرگتری از روبرویی با این معضل پیش پای آنها پهن کرده است؟

 

یک مثال ساده 

همین دیروز بر حسب اتفاق در تاکسی کنار دختر نوجوانی نشسته بودم که کمی بی تاب به نظر می رسید. وقتی درحال او دقت کردم متوجه شدم از مبداء حرکت تمام تلاشش این است که دست و پایش به منِ (نامحرم) نخورد و لمسی صورت نگیرد ولی نمیدانست که از همان لحظه ابتدا دستش در چشم روح من و روانش در لمس کامل با نامحرم بوده و این  تحریک کننده تراز لمس جسمانی است. کیف سنگینی که روی پایم ایجاد مزاحمت کرده بود را بین خودم و او قرار دادم و دخترک نفس راحتی کشید و این نفس راحت نوعی تشکر او از کیفی بود که بزرگواری  کرده و جنگ بین  دخترک و روحش را به پایان رسانده بود.  چیزی که از صمیم قلب  آرزو کردم این بود که روزی  همه بدانند که این نیروی درونی هم اگر مانند کیف من در جایگاه مناسبی در اندیشه اش قرار بگیرد یک نیروی مزاحم نیست بلکه یک نیروی بزرگوار است که می تواند مایه تعالی و یک صلح دائمی با روحش را فراهم کند.

 

2- ادامه راه با سرکوب

"امیل کوئه" هیپنوتیزور معروف فرانسوی سالها پیش قانونی را در روانشناسی ثبت کرده که در فیلم "راز" نیز کمی با این قانون آشنا شدیم. این قانون (تاثیر معکوس) نام دارد و نشان می دهد بسیاری از تلاشهایی که ما در زندگی می کنیم و نتیجه نمی گیریم بخاطر افتادن در مسیر اجرای این قانون است. چرا که با تصویر ذهنی منفی سنگ بنای یک تلاش که نتیجه معکوس می دهد را گذاشته ایم.

"امیل کوئه" می گوید اگر شما در حال یاد گرفتن دوچرخه سواری در یک جاده عریض باشید و در کنار جاده سخره بزرگی ببیند حتما با آن برخود می کنید یا احتمالا قبل از رسیدن به آن زمین می خورید در حالیکه اگر نیمه شب سخره راهم نمی دیدید با آن برخورد نمی کردید؛ آیا دلیل را میدانید؟

چون آن شخص از لحظه دیدن مانع، شروع به تلاش معکوس کرده که به آن مانع برخورد نکند واین تلاش او را مستقیما به سمت مانع هدایت می کند و او را زمین می زند. این همان مانعی است که هر نوجوانی در کنترل این خواسته درونی با آن برخورد می کند.

موضوع کنترل، کششی در جوان ایجاد می کند که خود را خوار و خفیف در مقابل غول بزرگی می بیند. بسیاری برای خواندن یک مقاله در این مورد (مثل همین مقاله) دچار نگرانی و تشویش می شوند و احساس می کنند جرات رویارویی با آن را ندارند و باور دارند قدرت مقابله با این کشش را از دست داده اند و شاید وقت مطالعه همین مقاله ضربان قلبشان به اندازه یک مسابقه دوی سرعت بالا برود.

گاهی جوان چنان دچار دوگانگی شخصیتی و روحیه تهاجمی می شود که در تنهایی به خود حمله می کند و در این مبارزه خود را شکست می دهد و به خودارضایی روی می آورد. آیا می دانید خودارضایی یک شکاف عمیق در روح فرد ایجاد می کند؟ چون "در لحظه" فرد با دو احساس روبروست از یک طرف مهاجم است و از طرف دیگر قربانی.

آیا با تبعات این بیماری آشنا هستید؟

از لحظه شروع به این کار که فرد اعتماد به نفس خود را از دست می دهد تا زمانی که معتاد به این کار می شود امکان ابتلا به انواع و اقسام بیماریهای روانی را دارد و از نظر جسمی نیر صدمات زیادی بر او وارد می شود. آیا می دانید سالانه چند هزار نفر در کشور ما به علت این عارضه دست به خودکشی میزنند؟

و در نهایت مظلومی قربانی علم نیاموخته خود می شوند؟

براستی چرا حتی بزرگترهای ما هم که مویی سپید کرده اند جرات ابراز یک گفتگوی ساده و سالم و بدون تحریک را دراین باره ندارند؟

چرا گاه در اماکن عمومی پیرمردهایی را می بینیم که به چشم چرانی مبتلا هستند؟

چرا بسیاری از ما وسواس داریم هر بانویی از کنارمان عبور کند حتما باید صورت او را برانداز کنیم؟

اگر واقعا این دشمن اینقدر بزرگ است که پیرمردها و پیرزنان هم نتوانسته اند آنرا شکست بدهند، چگونه ما انتظار داریم بتوانیم آنرا شکست دهیم؟

اصلا چرا خدا باید درون ما دشمنی با این عظمت قرار بدهد که ما همواره با او در جنگ باشیم و معمولا نتوانیم او را شکست بدهیم. آیا این بیشتر به تنبیه شبیه نیست تا یک مبارزه؟

واقعیت این است که اگر در حال مرتاضی که ریاضت می کشد یا عاشقی که مدت مدیدی از عشق خود بدور بوده کمی درنگ کنید می بینید هر انسان معمولی می تواند بدون توجه به این نیاز مدتهای طولانی زندگی کند؟

البته منظورم کشتن این حس درون خود نیست بلکه می توان آنرا به "خوابیدن این احساس" تشبیه کرد چون می بینید که همان عاشق با نزدیک شدن معشوق خود دوباره نیروی خود را باز می یابد؟ اما آیا واقعا می توان این نیروی عظیم را به راحتی مدیریت کرد تا مدتی طولانی از دست او راحت بود؟

باید بدانید که این نیرو اینقدرها هم بزرگ نیست، بلکه ما خودمان آنرا با همین مبارزه منفی (قانون اثر معکوس) پرورش داده ایم و توانسته ایم یک مارمولک کوچک را تا حد یک تمساح رشد دهیم!

و اکثرا هم خساراتی در این بین به بدنه انسانیت وارد کرده ایم. انحرافات جنسی عموما از همین مبارزه غلط  ناشی شده است و ما در این زمینه با این همه پیشرفت به جایی رسیده ایم که واقعا نشان می دهد از انسانیت به دور افتاده ایم.

واضح است که انسان متمدن به واسطه علمش فقط در  جهت انسانیت پیشرفت نکرده، بلکه در همه جهات پیشرفت داشته است. پدیده حیوان دوستی یا همجنسبازی مانند بمب اتم یا "هنر دروغگویی" از دستاوردهای همین پیشروی های غلط است که ما را گاه از دنیای حیوانیت نیز پست تر کرده است.

در بعضی جوامع بجای تغییر و درمان همجنس گرایی این پدیده مضر را به رسمیت شناخته اند (مانند سیگار کشیدن). چون معمولا پاک کردن صورت مساله راحت تر از حل آن است.

خوب خوشبختانه همه ما در مقابل این غول بی شاخ و دم شکست را نپذیرفته ایم و به انحطاط و انحراف اخلاقی کشیده نشده ایم اما آیا می دانید چقدر برای این مبارزه هزینه کرده ایم؟

با این سیستم تدافعی که در نوجوان ایجاد می شود و هر روز این نیرو قویتر می شود حتی اگر شکست کامل را نپذیریم باز هم زیان هنگفتی برای ما دارد؛ چرا که معمولا بیش از 90% فکر و ذهن جوانان و نوجوانان به درگیری با این موضوع اختصاص می یابد. فکر و تخیلی که سرمایه اصلی جوانی در زندگی است یعنی همان نیرویی که باید صرف خلاقیت و ساختن آینده بشود به فکر کردن به این موضوع اختصاص می یابد. در نوع محترمانه تر آن، اندیشه ازدواج مشکل اصلی جوان و نوجوان می شود بطوری که کیفیت آن نیز قربانی وجودش می شود.

و بسیار می بینیم با هر دختر خانم مجردی در هر موقعیت و هر حالتی و در هر موردی صحبت می کنیم اولین سوالاتش برای این است که ببیند گزینه مناسبی برای ازدواج هستید یا خیر؟! آیا واقعا در فرهنگ دخترانه، انسانها به دو دسته اصلی تقسیم می شوند: 1- گزینه های ازدواج 2- دیگران.

لازم نیست این موضوع را بیشتر توضیح دهم وگرنه به واقعیت های عجیبی می رسیم. مثلا گاه در جامعه با دخترانی روبرو میشویم که بیشتر از مادر بزرگشان تجربه رابطه جنسی دارند اما هنوز باکره اند! این نتیجه فرهنگ غلط نیست؟

حالا بیایید به این سوال صادقانه پاسخ بگوییم

وقتی کسی که توانسته جسم خود را از این میل درونی پاک نگه دارد و در عوض تمام فکر و روح خود را در آن غرق کند و تخیلی که باید برای خلاقیت از آن استفاده شود فقط به ساختن و تماشای فیلمهای "پورنو" اختصاص داده آیا موفق بوده؟ پس به گمان شما راه حل چیست؟

خوب بیایید نزدیکترین راه حل یعنی ازدواج را بررسی کنیم

بزرگان و خیرین نیز همواره به ازدواج توصیه می کنند و سفارش می کنند ازدواج را ساده بگیرید، اما آیا ما برای رفع این نیاز ازدواج می کنیم یا برای تعالی روح؟ آیا ما با این کار ازدواج را هم مانند این میل درونی به خفت نکشیده ایم؟

وقتی ازدواج را راه صحیح ارضای این حس درونی دانستیم در واقع از عظمت ازدواج هر چه بیشتر کم کرده ایم.

چه بسا دو انسان را به رابطه جدیدی وادار کرده ایم که این جنگ درونی به بیرون هم سرایت کند و دو نفری که شاید هیچ وجه مشترکی با هم ندارند مجبور باشند مابقی عمر خود را با هم سپری کنند و در این میان روح این دو انسان مانند دو پرنده که با طنابی به هم بسته شده اند هرگز به فکر پرواز هم نمی افتد و حتما موافقید که این بدترین اسارتی است که بشر تجربه می کند. البته بازهم تصادفا ممکن است این دو نفر برای هم مناسب باشند و ازدواجشان آنها را به تعالی برساند، که آرزوی همه ماست... اما احتمال این تصادف چقدر است؟ و اگر این تصادف هم روی بدهد با مانع بعدی روبرو می شوند!

مانع بعدی این است که دو نفری که در مورد این نوع رابطه هیچ آموزشی ندیده اند می بایست باهم مراوده کنند.

مراوده ای که به علت ناشی گری گاه به تجاوز می ماند آن هم تجاوزی با مجوز قانونی! و نتیجه این ارتباطات اینکه طبق آمار بیش از 95%  عصبیت ها و ناراحتی های بانوان مملکت از شکل غلط رابطه زناشویی اش با همسر سرچشمه گرفته و چه بسا ممکن است در سن 70 سالگی، زمانی که تمام زندگی را به فضاحت کشید و با همان اضطراب درونی فرزندانی عصبی و بی ایمان به جامعه تحویل داد متوجه شود سرچشمه از کجا بوده و شاید هم هرگز متوجه نشود همه ناراحتیهایش از عدم توفیق در این ارتباط  بوجود آمده و این صدمه ایست که اکثر زنان از این رابطه می خورند و معمولا مردان دچار این بیماریهای روحی و اخلاقی نمی شوند و می توانند از این بابت خوشحال باشند. اما این فقط یک روی سکه است، روی دیگر این است که سهم مردان از این رابطه به عوض سیراب شدن جسمشان این است که روحشان گرسنه تر شده و گرایش بیشتری به این موضوع پیدا می کنند. مردانی که صبح زفاف به "شریک جنسی" دیگری می اندیشند و دیده می شود که بعد از ازدواج نیازمندانه تر به جنس مخالف نگاه می کنند!

گروهی از مردان لذت کافی را در افزایش زمان ارتباط جستجو می کنند و به دنبال خرید اسپری و قرص و ... می روند تا زمان لذت بردن را افزایش دهند. اگر واقعا نیاز دارید زمان بیشتری را به این رابطه اختصاص دهید من دو تکنیک ساده از مدلهای متافیزیک و هیپنوتیزم برای افزایش زمان رابطه میگویم:

1- هنگام رابطه تمرکز خود را به نقطه وسط پیشانی در بین دو ابرو منتقل کنید اگر بتوانید خوب تمرکز کنید می توانید زمان انزال را ساعتی به تاخیر بیندازید.

2- نفس خود را در طول رابطه کنترل کنید تا عمیق و طولانی بماند و اجازه ندهید به نفس زدن بفتید. این کار شما را به یک "ابر مرد" شبیه می کند.

این روشها برای درمان ضعف جسمانی مناسب است اما اگر روزی  4 ساعت هم به این رفتار ادامه بدهید روح شما سیر نخواهد شد حتی ممکن است نسبت به کل موضوع هم منزوی بشوید.

اما هرگز فکر نکنید وقتی غذای سر آشپز بی کیفیت است می توان ضعف آنرا با افزایش کمیت جبران کرد.

گروه دیگر هم نوع غذا را تعویض می کنند، چون لذت را درجای دیگر جستجو می کنند و البته خوشحالند که مردان می توانند به داشتن همسران متعدد فکر کنند! این همان موضوعی است که از دید بانوان به بی وفایی و تنوع طلبی ذاتی مردانه مربوط می شود و البته تاریخ هم اسناد کافی در اختیار این تفکرات زنانه قرار می دهد. در حالیکه اگر مشکل این مردان درک گردد، این باورها هم از بین می رود.

این مردان سرگشته را می توان به کوهنوردانی که هنوز "واحد متر" را کشف نکرده اند تشبیه کرد.

این کوه نوردان بجای آنکه سعی کنند به عمق رابطه خود قناع بخشند، مشکل را می خواهند با فتح کوه های دیگر که چه بسا تپه های کوچکتری هستند حل کنند، اما مسلما روح یک کوهنورد هرگز با فتح تپه های کوچک آرام نمی شود.

اگر فتح  تپه های خاکی را موفقیت یک کوهنورد بدانیم پس همه ما ورزشکار و کوه نوردیم (حتی با قد 160 سانتی متر و وزن 120 کیلوگرم).

در حالیکه یک نقاش هنرمند با دید اقتصادی نقاشی نمی کند و هرگز هنر خود را در تولید انبوه نقاشی ها نمی داند. او بجای اینکه هر شب یک نقاشی بکشد تمام تلاشش را معطوف به  یک اثر جاودانه  می کند.

اگر فکر می کنید شما از این قائده مستثنی هستید همین الان خواهش می کنم به  نقطه اوج این ارتباط  فکر کنید .... و بگویید نقطه اوج آن کجاست؟

می توانید از هر منبعی که می خواهید کمک بگیرید، به اینترنت سربزنید و مقاله های علمی مربوط به این مبحث را که متخصصین علمی آن را نوشته اند بخوانید؟

آیا غیر از این است که همه لحظه انزال را نقطه اوج این رابطه می دانند؟

آیا همین پاسخ شما نشان نمی دهد که شما این رابطه را یک رابطه جسمانی می بینید؟ وگرنه حتما بیاد می آوردید که یک عاشق ترجیح می دهد به عکس محبوبش نگاه کند تا با غریبه ای هم آغوش باشد، چرا؟ چون در ذهن او نگاه کردن به عکس معشوق لذت بخش تر از هم خوابی با زیباترین زن دنیاست. پس یک نگاه می تواند از عمیق ترین لحظه ای که اشاره کردیم لذت بخش تر باشد.

آیا آن نقطه اوج در یک تپه با دامنه پست این کوه قابل مقایسه است؟

این رابطه نه برای فتح تپه ها، که برای فتح قله است. برای درک عشق است نه برای ساختن حرمسرا؛

آری عشق وقتی با این رابطه توأمان باشد روح انسان را نیز مانند جسمش سیراب می کند و این لذتی مانند فتح یک قله دارد که اصلا با بالا رفتن از یک تپه خاکی قابل مقایسه نیست.

حالا حتما می ویید عشق در ورای این رابطه است اما چگونه جوان میتواند به آن دست یابد هنگامی که دائم باید از دست این تمساح فرار کند؟ پس راه حل کجاست؟

 

3- آزادی بی قید وشرط

عده ای ازجامعه شناسان می گویند برای رویارویی با این مشکل باید دیدگاه خود را تغییر دهیم تا مانع رشد این مارمولک و تبدیلش به تمساح بزرگ شویم. آنان توصیه می کنند بهتر است از ابتدا با این پدیده به نوع دیگری برخورد کنیم، فرزندانمان را عادت دهیم از کودکی همدیگر را عریان ببینند و در محیط این چنینی دیگر پسر نوجوان با دیدن تار موی خانم 60 ساله حالش منقلب نمی شود. او وقتی آزادانه بتواند هر زمان که دلش خواست نزدیکی داشته باشد دیگر فکر و ذهنش مملو از این موضوع نمی شود و می تواند از قوه خلاقه خود به نحو احسن استفاده کند و دچار جنگ های درونی نمی شود.

خوب خوشبختانه می بینید که غربی ها از زمان "فروید" هیپنوتیزور بزرگ و  روانشناسی که "تئوری جنسیت" را در روانشناسی مطرح کرده این تحول فکری را در جوامع خود بوجود آورده اند و این ایده ها را به خوبی به اجرا در آورده اند و تا حد زیادی آزادی را به اجرا گذاشته اند و تقریبا نیمی از افراد جامعه هم بر خلاف سنتهای کهنشان حاضر شده اند چنین رفتار کنند. در این جوامع می بینیم روی هر مجله عکس یک زن برهنه است و نقطه عطف هر فیلم با هر موضوعی یک رابطه این چنینی در خود دارد و جامعه اشباع شده از پرداختن به این رابطه.

اما با این اوصاف دیگر دلیلی برای عقده ای شدن وجود ندارد و "مارموک" مورد نظر رشد جهشی نخواهد کرد. عموما جوانان غربی دائم در حال فرار از این کشش درونی نیستند و فکر و ذهن بازتری دارند و ازدواجها هم نه برای ارضای این میل که معمولا با عشق انجام می شود، زنان هم دچار افسردگی مزمن نیستند و مردان هم به حرمسرا فکرنمی کنند...!

این حرف عالمانه است اما آیا این جوامع مترقی مشکل خود را با این نیاز اولیه برطرف کرده اند؟

متاسفانه باید بگویم خیر. هنوز هم در این جوامع شاهدیم :

در هندوستان روسپی ها سندیکا دایر میکنند!!!

در دانمارک همجنس بازی قانونی می شود!!!

در ایتالیا سایتهای کودک آزاری پر رونق اند!!!

در آمریکا فیلمهای پورنو پر فروش اند!!!

مردم سوئد و سویس به رابطه جنسی گروهی علاقه وافری دارند!!!

و بیش از 95 درصد زنان چینی و روسی به همسرانشان خیانت می کنند!!!

و حتی گهگاه اخبار تکان دهنده ای در این خصوص مانند تجاوز پدر بلژیکی به دخترش هستیم!!!

آیا میدانید معنی این اخبار چیست؟

روسپیگری - همجنس بازی - کودک آزاری - فروش فیلمهای پورنو و بقیه موارد ذکر شده تماما نشان می دهد هنوز هم در این جوامع بسیاری از روشهای غلط ارضای میل جنسی استفاده می کنند.

به عبارت  ساده تر می توان گفت:

سرآغاز مشکل آنجاست که این رابطه را ارضای یک نیاز جسمی - سطحی و غیر معنوی  می دانیم ...

در حالی که باید آنرا عمیقتر نگاه کنیم.

 

4- و اما راه حل، معنویت

انسان هرگاه که در دنیای مادی به بن بست می رسد به معنویات روی می آورد. در این مورد نیز بهتر است پاسخ را در معنویات جستجو کنیم.

با رجوع به معنویات در می یابیم: این تصور که میل به جنس مخالف، یک غریزه حیوانی و دون پایه است اشتباهی است که "به غلط " رایج شده چرا که حکم ورود انسانهای بزرگ تاریخ به عرصه گیتی نه تنها یک کار حیوانی نیست بلکه عملی مقدس و ارزشمند است.

شاید اگر از ابتدا این نگرش را تصحیح کرده بودیم امروزه جهان پر بود از انسانهای متعالی نه معمولی!

به این آیه و حدیث توجه کنید:

1- قرآن مجید، سوره اسراء آیه 32: به زنا نزدیک نشوید که همانا زشتترین و بدترین راه است.

2- پیامبر می فرماید: هر مومنی با همسرش آمیزش نماید هفتاد هزار فرشته بالهایشان را برای آنها می گسترانند و رحمت خدا بر آنان نازل می شود. (مستدرک الوسائل ج 14 ص 154)

وقتی به آیات و روایات دقت کنید این سوال برایتان پیش می آید که اگر این "زنا" و "جماع" برطرف کردن یک نیاز جسمانی و سطحی و بی ارزش است پس چگونه است که یکی می تواند ما را این همه به جهنم و لعن خدا نزدیک کند و دیگری مقرب به بهشت و حب الهی نماید؟

ساده لوحانه است که فکر کنیم فقط بیان یک جمله ساده (خطبه عقد) بر یک عمل می تواند این قدر تاثیرگذار باشد. آیا ارضای یک غریزه حیوانی حتی از صحیح ترین حالت می تواند باعث قرب الهی بشود؟ اگر اینطور بود باید برای غذا خوردن هم چنین پاداشهایی می داشتیم.

در واقع اینگونه بیانات بزرگان اشاره به معنی عمیقی ورای این رابطه دارد. بزرگان می خواهند توجه ما را به روح رابطه جلب کنند. بیان خطبه عقد به معنی رضایت طرفین از این رابطه است که ما را به سمت روح عمل سوق می دهد تا ما بفهمیم این عمل یک عمل روحانی است نه فقط ارضای یک نیاز جسمانی. 

آنچه به این رابطه غنا می بخشد عشقی است که ما بین دو نفر وجود دارد. بجای تلاش به طولانی کردن زمان ارتباط و یا گزینش چند همسر باید به عمیق کردن رابطه احساسی خود با شریک زندگیمان باشیم.

وقتی رابطه ما با همسرمان رابطه ای عاشقانه باشد جماع ما نیز همچون فتح یک قله بلند، لذت بخش خواهد بود.

فراموش نکنید عشقی که تمام شعرای ما از آن دم می زنند و هدف خدا از خلقت آفرینش است همان الماسی است که در علم شیمی آنرا کربن خالص می شناسند و البته زغال هم کربن خالص است اما ارزش و زیبایی الماس را ندارد.

حال این ما هستیم که زغال رابطه جنسی را باید با چینش صحیح اتم هایش کنار هم به همان الماس زیبا و گرانبهای عشق تبدیل کنیم تا به وظیفه انسانی خود عمل کرده باشیم.

البته این نیمه موفقیت است؛ نیمه ای که گهگاه می بینید در کشورهای غربی نیز به آن رسیده اند و طبق آمار بیش از 90 درصد ازدواجها در کشورهای غربی با عشق صورت می گیرد اما طول مدت ازدواج در بسیاری از این کشورها معمولا به کمتر از 2 سال می رسد. آیا می دانید چرا؟ چون نیمه دیگر موفقیت در اجرای معکوس این ارتباط است.

چون انسانها با ازدواج روش تبدیل عشق به سکس را آموخته اند اما روش بازیافت آنرا نمی دانند و بعد از مدتی با هم بودن تمام عشق خود را هزینه کرده اند و دیگر عشقی به هم ندارند در حالیکه یک رابطه صحیح رابطه ایست که این دو احساس به یکدیگر بدل شوند و بی شک هر رابطه یکسویی  محکوم به فناست.  

ما باید از این رابطه عشق تولید کنیم تا عشق سراسر زندگی ما را پر کند و آنرا همچون چشمه ای پرآب  منتشر کنیم تا جهانی آکنده از عشق را بسازیم در حالی که عموما ما هرگز نمی آموزیم عشق را از این رابطه تولید کنیم. آیا می دانید راه انتشار عشق از این رابطه چیست؟

5- انتشار عشق

می خواهم اصول اولیه ای را برای تکمیل چرخه عشق و معاشقه برایتان بگویم اما ابتدا این پاراگراف را با دقت بخوانید:

<< توجه مان را به  حسی درونی معطوف می کنیم و روی این احساس تمرکز می کنیم تا در ما تقویت شود بعد در ادامه این روند، آنچنان در آن احساس غرق می شویم که از محیط پیرامون خود جدا شده و تمام فکر و ذهن ما خواستن می شود ... بعد به جایی می رسیم که باید انرژی متمرکز شده درون خود را رها کنیم وقتی انرژی خود را به درستی رها میکنیم ... لحظاتی از بُعد زمان و مکان خارج می شویم و نه خودمان را حس می کنیم و نه گذر زمان را ... به آرامشی عمیق می رسیم و رها و وانهاده هستیم معمولا حس می کنیم بهترین زمان برای خوابیدن است و معمولا این زمان  می خوابیم >>

در پاراگراف بالا به نظر شما مکانیزم چه عملی را شرح داده ام؟حتما گمان می کنید درمورد حوه اجرای این رابطه حرف می زنیم البته فقط درمورد یک حس خاص که همان ارضای نیروی جنسی باشد. حق با شماست اما در حالت کلی (نه یک حس خاص) این مکانیسم  هیپنوتیزم بود. لطفا یک بار دیگر  مکانیزم هیپنوتیزم را مطالعه کنید شاید تعجب کنید که این دو عمل کاملا متفاوت مکانیزمی شبیه به هم دارند اما میخواهم بدانید این رابطه در واقع یک حالت هیپنوتیزم است حالتی که انسان ها بدون هیچگونه آموزشی مبادرت به انجام آن می کنند. در واقع شبیه همین کار را ما برای رسیدن به اهداف و آرزوهای مختلف خود در زندگی با حواس گوناگون با هیپنوتیزم انجام می دهیم.

حال که متوجه ارتباط هیپنوتیزم و این رابطه شدید می خواهم به شما به عنوان یک مدرس بگویم چگونه می توانید هیپنوتیزمتان را عمیقتر کنید و علاوه بر لذت عمیق بتوانید از آن برای رسیدن به اهداف والاتری نیز کمک بگیرید.

چون جالب است بدانید در این رابطه نیز همچون هیپنوتیزم می توان با کیهان تله پاتی کرد و افکار را منتشرنمود! شاید برایتان عجیب باشد اما اگر از نحوه اجرای عمل آگاهی بیابید حتما تاثیر به سزایی در روند زندگی شما می گذارد تا حداقل از این به بعد افکار مثبت خود را منتشر کنید نه افکار منفی خود را.

در هیپنوتیزم وقتی به مرحله ای می رسیم که روح از بدنمان خارج می شود و حس می کنیم که دیگر در قید و بند زمان و مکان نیستیم و بدن خود را احساس نمی کنیم در واقع امواج فکری خود را در جهان منتشر می کنیم گویی خواسته های خود را چون نامه ای به دست سرنوشت می دهیم که او برای ما آنرا اجرا کند و در این رابطه نیز اگر با روشی صحیح به انزال برسیم دقیقا این حالت رخ می دهد که دقایقی حس می کنیم از زمان و بدن خود وارهیده ایم.

چه در هیپنوتیزم و چه در این رابطه رسیدن به اوج لذت با ترشح اندروفین در مغز همراه است. ماده ای مانند مرفین که در مغز ترشح می شود و آرامش عمیقی به ما می دهد و موجب می شود که زمانی هر چند کوتاه در اوج لذت باشیم و از بعد زمان و قید جسم رهایی یابیم و گویی افکار ما می ایستند و این لحظه همان لحظه انتشار احساسات ماست. درحالت هیپنوتیزم ما خواسته های خود را به کیهان در این لحظه سفارش می دهیم (اصطلاحا "تله پاتی" می کنیم) ولی عموم مردم در این رابطه نمی دانند چه اتفاق مهمی را ناخواسته انجام می دهند. آیا می دانید در این ارتباط نیز شما به جهان احساسی را سفارش می دهید تا آن احساس را در زندگی شما جاری کند؟

حتما می خواهید بدانید چه حسی را به کیهان سفارش می دهید؟ پاسخ ساده است: همان حسی را که قبل از شروع رابطه داشته اید.

حالا بیایید رفتار خود را بررسی کنید، آیا شما هم گاهی برای خلاصی از افکار منفی به رختخواب رفته اید؟

آیا افرادی را دیده اید که از عصبانیت سر دیگران فریاد می زنند یا با مشت روی میز می کویند یا چیزی را می شکنند؟

آیا در این موارد چیزی جز خسارت و خشم فروخورده که فقط موجب بیماری و سکته می شود چیزی بدست می آورند؟

پس مطمئن باشید اگر با همین احساس هم به این ارتباط دست بزنند همین نتیجه را می گیرند. این همان روحیه تجاوز است نه معاشقه! چون در این حالت در زندگی خود یک موج منفی قدرتمند را منتشر می کنند، موجی که مانند آرزو به سمت آنان باز می گردد.

در حالی که کسی که با شادی و شوق به آغوش همسرش می رود شادی و شوق را در جهان روحانی خود منتشرمی کند.

و اگر فرزندی را در این زمان از خدا طلب کرده باشد فرزندی شاد و خوشحال به جهان دعوت خواهد شد و آیا می دانید افرادی که  در زندگی خود را خوشبخت می دانند همان نوزادانی هستند که با روحیه شاد و  خوشنود چشم به جهان می گشایند؟!

حال که به ارزش این رابطه پی بردید و آموختید چگونه بدون یادگیری تله پاتی می توانید در زندگی مشترکتان آنرا اجرا نمائید نکاتی را برای عمیق تر کردن این ارتباط و اجرای بهتر آن به شما می گویم تا بتوانید توسط این ارتباط زندگی خود را متحول کنید.

1- بجای آنکه این رابطه را یک رابطه پست بنامیم بیایید از این پس به این رابطه به دید یک رابطه مقدس نگاه کنیم وگرنه ذهن ما اجازه نمی دهد از آن برای رسیدن به اهداف مقدس (مانند تولد یک فرزند نیک) استفاده شود. همانطور که بزرگان دین سفارش کرده اند با نیت قرب الی الله با همسر خود بیامیزید تا به احدیت نزدیکتر شوید.

2- هاله سفیدی که دو انسان عاشق را در هنگام معاشقه در بر می گیرد به این علت است که دراین رابطه هر نفر یک بال برای پرواز روح دارد و پرواز زمانی اتفاق می افتد که همسر خود را همانند یک قدیسه ببینید و  همواره به او احترام بگذارید چون احترام عشق را ایجاد میکند.

3- اگر در نهایت آرامش و شادابی به بستر بروید آرامش و شادابی را به زندگی خود فراخوانده اید و اگر با خستگی و ناراحتی پا پیش بگذارید منتظر وفور خستگی وکسالت در سراسر زندگی خود باید باشید.

4- برای اینکه تمام قوای طرفین بکار گرفته شود به تمام وجود همسرتان عشق بوزید. قبل ازشروع این رابطه باید ذهن و فکر خود و همسرتان از هر دقدقه ای تهی گردد و به هر طریق ممکن شادی و شعف را در یکدیگر ایجاد نمائید.

5- نیروی روحی انسان در تمام سطح بدن گسترده شده و آرامش و شادی نیز باید در تمام سطح بدن گسترده شود پس در این رابطه نیز به تک تک نقاط بدن هم توجه کنید (نه فقط محدوده ای خاص) تا لذت فراوانی تولید نموده و موج قویتری را در جهان منتشر سازید.

6- روح انسان آرام آرام تغییر می کند پس برای اینکه روحتان همچون جسمتان راضی شود و فردا تشنه نگاه به نامحرم نشوید باید توجهتان را لحظه به لحظه افزایش دهید نه بطور ناگهانی.

7- باید بدانید که معاشقه با خودارضایی یک تفاوت اساسی دارد. روح عمل خودارضایی خودخواهی است در حالیکه عشق پاسخی است به حس دگرخواهی انسان. یعنی اینکه شما و همسرتان باید همدیگر را هیپنوتیزه کنید و به ارضای کامل برسانید نه اینکه هر یک در تلاش باشید که خود را به لذت برسانید. و این خلاف مردانگی است که فقط به رضایت خود بیندیشیم و همسر خود را ناراضی نگه داریم.

چه بسیار مردان معتقد و مومنی که درتمام عمر خود ریالی از حق دیگران پایمال نکرده اند اما این حق مسلم همسر خود را نادیده انگاشته اند و نسبت به آن ناآگاهند.

رعایت نکات بالا موجب می شود عشق سراسر زندگی شما را در خود بپوشاند و ایمان می آورید به اینکه لذت همخوابی با معشوق دهها برابر لذت همخوابی با زیباترین زنان جهان است. دیگر تمهیدات لازم را با توجه به روحیه طرفین رابطه حتما خودتان کشف کنید  و عشق را در یکدیکر بیشتر کنید.

دراین صورت چرخه عشق و معاشقه همواره در جریان خواهد بود و لذت زندگی شما ابدی خواهد شد.

حال که  آموختیم چگونه به جای بالا رفتن از تپه ها به قله کوهها دست بیابیم بد نیست به پرواز هم اشاره کنیم.

 

6- ولادت یک انسان برتر

بدون شک تولد یک انسان ذیشعور عجیب ترین پدیده خلقت است. چون این شکافت اتم نیست که در نهایت یک پدیده پیچیده جهان مادی باشد بلکه این عمل دعوت از یک انسان با روح والاست در زمین.

آیا فکر می کنید تولد این انسانها تصادفی است و از حیطه اختیارات ما خارج است؟

متافیزیک می گوید هر انسانی می تواند گواه خلق یک انسان برتر را بدهد و هر فرد معمولی می تواند پدر یا مادر یک انسان برتر مانند مولانا یا حافظ باشد.

آیا تا به حال به این موضوع اندیشیده اید که والدین انسانی باشید که افتخاری بر جهانیان باشد؟ آیا خود را سزاوار چنین فرزندی می بینید؟

برخلاف انتظاری که علم ژنتیک از انسان دارد روانشناسی ثابت کرده فرزندان مومن و آزاده نه از والدین مومن که از والدین عاشق به دنیا می آیند و با رعایت نکات بالا و ایجاد عشق بین خودمان و همسرمان می توانیم منتظر تولد فرزندان مومن و خدا دوستی باشیم و در عایدی جهان سهم بیشتری داشته باشیم.

بسیاری از دوستان می پرسند آیا واقعا نوزاد درون شکم مادر هم تلقین پذیر است و می توان تربیتش را از درون شکم مادر شروع کرد؟

در پاسخ این سوال می گویم نه تنها این واقعیت وجود دارد که می توانید فرزندتان را درون شکم مادر هم تربیت کنید بلکه می توانید گامی جلوتر بردارید و بیاموزید چگونه فرزندان نابغه بدنیا دعوت کنید. این همان هدف ماورائی از ایجاد این رابطه است.

برای رسیدن به این هدف علاوه بر رعایت نکاتی که پیش تر بیان شد به نکات زیر هم عنایت داشته باشید: 

1-    از مدتها قبل به تزکیه نفس بپردازید تا آرامشی عمیق سراسر وجودتان را بگیرید.

2-    زمان خاصی را برای اجرای هدف خود و رسیدن به خواسته خود انتخاب کنید تا روحتان آماده شود.

3-    از مدتها قبل به اولیای خدا فکر کنید و آنها را بیاد بیاورید تا فرزندتان شبیه ترین به آنها باشد.

4-    در هنگام نزدیکی از هر لحاظ خود و همسرتان در آرامش مطلق به سر ببرید.

5-    در حین رابطه تمام توجه خود را معطوف به لحظه استثنایی خلق یک روح بزرگ کنید.

6-    این رابطه را یک عبادت ببینید و از خدا برای خود و همسرتان طلب کمک کنید.

7-    در هنگام معاشرت تمام شرایط یک مراسم معنوی و روحانی  را مهیا کنید.

 

7- حرف آخر، هیپنوتیزم

علاوه بر مورد مهم و موثر فوق الذکر، خودهیپنوتیزم می تواند در تمام زمینه های مربوط به روشهای نارست ارتباطی به یاری شما بیاید. خود هیپنوتیزم به علت ماهیت آن که درمانی است که توسط خودتان روی خودتان انجام می شود و هیچ شخص دیگری از آن مطلع نمی گردد، پسندیده ترین روش درمانی در بین اقشار مختلف جامعه است که با مشکلات اینچنینی دست به گریبانند.

با آموختن خودهیپنوتیزم، روش مدیریت صحیح را در دوران مجردی بیاموزید تا علاوه بر منع رشد فزاینده این نیروی درونتان، مانع از انحراف ذهن و فکرتان بشوید و از روشهای غلط ارضاء پرهیز نمائید.

با خودهیپنوتیزم با روحتان ارتباط برقرار کنید و نیازهای روحی خود را بشناسید تا نگاهتان به این رابطه و اعمال دیگرتان یک نگاه معنوی باشد. 

اگر تاکنون از روشهای غلط برای ارضای خود استفاده می کردید و به روح و جسم خود صدمه زده اید با هیپنوتیزم یک دگردیسی درون خودتان ایجاد نمائید.

اگر  تجاوزی در زندگی شما رخ داده با خودهیپنوتیزم تبعات منفی آن را از روح خود پاک کنید.

اگر احساس می کنید نیروی جنسی شما تحلیل رفته و یا بطور کل آنرا از دست داده اید با خودهیپنوتیزم انرا بازیابید.

اگر نسبت به شریک زندگی خود سرد مزاج شده اید و یا تحریک پذیری خود را از دست داده اید با خودهیپنوتیزم آنرا تقویت نمائید.

اگر خاطرات بدی مانند قربانی شدن یا به استضعاف کشیده شدن را در زندگی خود دارید با خودهپینوتیزم خودتان را درمان کنید و خاطرات بد را از ذهن خود پاک کنید.

اگر خود را همجنس باز شناخته اید بدانید با خودهیپنوتزم می توانید باورهای خود را تغییر دهید و هورمونهای غیر فعال خود را فعال کرده و احساسات جدید را جایگزین احساسات قبلی از هورمونهای فعال خود کنید تا در مسیری مطمئنتر به زندگی ادامه دهید.

و مطلع باشید هرنوع بیماری مقاربتی را که عامل اندامی نداشته باشد خودتان با خودهیپنوتیزم می توانید درمان کنید.

نوشته شده در سه شنبه 16 شهریور1389ساعت 22:8 توسط زهرا| |

پريشانم،

چه مي‌خواهي‌ تو از جانم؟!

مرا بي ‌آنکه خود خواهم اسير زندگي ‌کردي.

خداوندا!

اگر روزي ‌ز عرش خود به زير آيي

لباس فقر پوشي

غرورت را براي ‌تکه ناني

‌به زير پاي‌ نامردان بياندازي‌

و شب آهسته و خسته

تهي‌ دست و زبان بسته

به سوي ‌خانه باز آيي

زمين و آسمان را کفر مي‌گويي

نمي‌گويي؟!

خداوندا!

اگر در روز گرما خيز تابستان

تنت بر سايه‌ي ‌ديوار بگشايي

لبت بر کاسه‌ي‌ مسي‌ قير اندود بگذاري

و قدري آن طرف‌تر

عمارت‌هاي ‌مرمرين بيني‌

و اعصابت براي‌ سکه‌اي‌ اين‌سو و آن‌سو در روان باشد

زمين و آسمان را کفر مي‌گويي

نمي‌گويي؟!

خداوندا!

اگر روزي‌ بشر گردي‌

ز حال بندگانت با خبر گردي‌

پشيمان مي‌شوي‌ از قصه خلقت، از اين بودن، از اين بدعت.

خداوندا تو مسئولي.

خداوندا تو مي‌داني‌ که انسان بودن و ماندن

در اين دنيا چه دشوار است،

چه رنجي ‌مي‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است

 دکتر علی شریعتی

 

 
 

نوشته شده در یکشنبه 31 مرداد1389ساعت 12:59 توسط زهرا| |

لویز ردن زنی بود با لباسهای کهنه و مندرس و نگاهی مغموم.وارد خواربارفروشی محله شد و با فروتنی از صاحب مغازه خواست کمی خواربار به او بدهد.به نرمی گفت شوهرش بیمار است و نمی تواند کار کند وشش بچه شان بی غذا مانده اند.

جان لاگ هاوس صاحب مغازه با بی اعتنایی محلش نگذاشت و با حالت بدی خواست او را بیرون کند.زن نیازمند در حالی که اصرار می کرد گفت: اقا شمارا به خدا به محض اینکه بتوانم پولتان را می اورم.جان گفت نسیه نمی دهد.

مشتری دیگری که کنار پیشخوان این خانم ایستاده بود و گفت و گوی ان دو را میشنید به مغازه دار گفت ببین خانم چه می خواهدخرید این خانم با من.

خواربارفروش با اکراه گفت لازم نیست خودم می دهم لیست خریدت کو؟لیستت را بگذار روی ترازو به اندازه وزنش هر چه خواستی ببر!

لوزیز با خجالت یک لحظه مکث کرد از کیفش تکه کاغذی دراورد و چیزی رویش نوشت و ان را روی کفه ترازو گذاشت همه با تعجب دیدند کفه ترازو پایین رفت! خواربارفروش باورش نشد مشتری از سر رضایت خندید

مغازه دار با ناباوری شروع به گذاشتن جنس در کفه ترازو کرد کفه ترازو برابر نشد آن قدر چیز گذاشت تا کفه ها برابر شدند.در این وقت خواربارفروش با تعجب و دل خوری تکه کاغذ را برداشت ببیند روی آن چه نوشته شده است.کاغذ لیست خرید نبود دعای زن بود که نوشته بود "ای خدای عزیزم تو از نیاز من باخبری خودت آن را براورده کن"مغازه دار با بهت جنس ها رو به لویز داد و همان جا ساکت و متحیر خشکش زد.

مشتری یک اسکناس ۵۰دلاری به مغازه دار داد و گفت تا آخرین پنی اش می ارزید.فقط اوست که می داند وزن دعای پاک و خالص چه قدر است....

نوشته شده در شنبه 30 مرداد1389ساعت 15:22 توسط زهرا| |


*FROGS*

*قورباغه ها**

Once upon a time there was a bunch of tiny frogs.... who arranged a running
competition.*

*روزی از روزهاگروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با هم مسابقه ی دو بدند.

*The goal was to reach the top of a very high tower.
**هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود**.*


*A big crowd had gathered around the tower to see the race and cheer on the
contestants....*

*جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند* *

*The race began....*

*و مسابقه شروع شد**


*Honestly,no one in crowd really believed that the tiny frogs would reach
the top of the tower.
**راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی بتوانند به
نوک برج برسند**.*

* *

*You heard statements such as:
**شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید**:*

*
"Oh, WAY too difficult!!"
"**اوه,عجب کار مشکلی**!!"*

*
"They will NEVER make it to the top."
"**اونها** **هیچ** **وقت** **به نوک برج نمی رسند**."*

*or:
**یا**:*

*"Not a chance that they will succeed. The tower is too high!"
"**هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج** **خیلی بلند ه**!"*

* *

*The tiny frogs began collapsing. One by one....
**قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند**...*

* *

*Except for those, who in a fresh tempo, were climbing higher and higher....
**بجز بعضی که هنوز با** **حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند**...*

*
The crowd continued to yell,  "It is too difficult!!! No one will make it!"
**جمعیت هنوز ادامه می داد,"خیلی** **مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه**!"

More tiny frogs got tired and gave up....
**و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف*

*...*

*But ONE continued higher and higher and higher....
**ولی** **فقط یکی** **به رفتن ادامه داد بالا, بالا و** **باز هم بالاتر**....
*

*
This one wouldn't give up!
**این یکی نمی خواست منصرف بشه**!*

* *

*At the end everyone else had given up climbing the*

*tower. Except for the one tiny frog who, after a big effort, was the only
one who reached the top!
**بالاخره** **بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه*

*کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک** **رسید**!*

*
THEN all of the other tiny frogs naturally wanted to*

*know how this one frog managed to do it?
**بقیه** **ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر رو*

*انجام داده؟*

*A contestant asked the tiny frog how he had found the strength to succeed
and reach the goal?
**اونا** **ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا** **
کرده؟*

* *

*It turned out....
**و مشخص شد** **که**...*

*
That the winner was DEAF!!!!
**برنده ی مسابقه** **کر** **بوده**!!!

The wisdom of this story is:
Never listen to other people's tendencies to be negative or
pessimistic....  because they take your most wonderful dreams and wishes
away from you -- the ones you have in*

*your heart!*

*
Always think of the power words have.
Because everything you hear and read will affect your actions!
**نتیجه ی اخلا قی این داستان اینه** **که**:
**هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید... چون*

*اونا زیبا ترین رویا ها و آرزوهای شما رو ازتون می** **گیرند--چیز هایی که** *
*از ته دلتون آرزوشون رو دارید**!
**هیشه به قدرت** **کلمات فکر کنید**.
**چون هر چیزی که می خونید یا می شنوید روی اعمال شما تأثیر** **میگذاره*

*Therefore:
**پس**:*

*
ALWAYS be....
**همیشه**....*

*
POSITIVE!
**مثبت فکر کنید**!*

*
And above all:
**و** **بالاتر از اون*

*
Be DEAF when people tell YOU that you cannot fulfill your dreams!
**کر بشید** **هر** **وقت کسی خواست به شما  بگه که به آرزوهاتون نخواهید*

*رسید**!*

*
Always think:
**و هیشه باور داشته** **باشید**:*

*
God and I can do this!
**من همراه خدای خودم همه کار می تونم** **بکنم*

*
Pass this message on to 5 "tiny frogs"  you care about.
**این متن رو** **به 5 تا "قورباغه کوچولو" که براتون اهمیت دارند بفرستید**.*

*Give them some motivation!!!*

*به اون ها کمی امید بدید**!!*

* *

*Most people walk in and out of your life......but FRIENDS Leave footprints
in your heart
**آدم های زیادی به زندگی شما وارد و از اون خارج میشن... ولی*

*دوستانتون جا پا هایی روی قلبتون جا خواهند گذاشت*

نوشته شده در شنبه 30 مرداد1389ساعت 1:22 توسط زهرا| |

 

سي ثانيه پاي صحبت آقاي برايان دايسون

 ( مدير اجرائي اسبق در شركت كوكاكولا ) 

هيچ‌وقت از ريسك كردن نهراسيم.

چرا كه به ما اين فرصت را خواهد داد

تا شجاعت را ياد بگيريم

فرض كنيد زندگي همچون يك بازي است. قاعده اين بازي چنين است كه بايستي پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهداريد و مانع افتادنشان بر زمين شويد...

جنس يكي از آن توپ‌ها از لاستيك بوده و باقي آنها  شيشه‌اي هستند. پر واضح است كه در صورت افتادن توپ لاستيكي بر روي زمين، دوباره نوسان كرده و بالا خواهد آمد، اما چهار توپ شيشه‌اي، به محض برخورد، كاملا شكسته و خرد ميشوند.

او در ادامه ميگويد:  آن چهار توپ شيشه‌اي عبارتند از خانواده، سلامتي، دوستان و روح خودتان و توپ لاستيكي همان كارتان است "

در خلال ساعات رسمي روز ، با كارايي وافر به كارتان مشغول شويد و بموقع محل كارتان را ترك كنيد. براي خانواده و دوستانتان نيز وقت كافي بگذاريد و استراحت كامل و مكفي داشته باشيد.

سريعترين راه براي دريافت عشق ، بخشيدن آن است



نوشته شده در سه شنبه 26 مرداد1389ساعت 22:26 توسط زهرا| |

اختلالات شخصیت

شخصیت را می توان مجموعه صفات هیجانی و رفتاری تعریف نمود که مشخص کننده شخص در زندگی روزمره او در شرایط معمولی است؛ شخصیت هر کس نسبتاً ثابت و قابل پیشبینی است. فقط وقتی صفات شخصیتی انعطاف ناپذیر و ناسازگارانه بوده و اختلال کارکردی قابل ملاحظه یا ناراحتی ذهنی بوجود می آورند تشخیص اختلال شخصیت گذاشته می شود. این بیماران الگوهای ناسازگارانه، انعطاف ناپذیر بسیار عمیق و با ثبات در درک و برخورد با محیط خودشان نشان می دهند. این بیماران نسبت به مبتلایان به اختلال اضطراب، افسردگی و وسواس جبری احتمال بیشتری هست که درمان روان پزشکی را رد کنند.علائم اختلال شخصیت با ایجاد تغییر در محیط بوده است. مبتلایان به اختلال شخصیت در مورد رفتار غیر انطباقی خود احساسی نمی کنند، چون بیمار مبتلا به اختلال شخصیت از آنچه جامعه به عنوان علائم بیماری وی می شمارد معمولاً اظهار ناراحتی نمی کند، نتیجتاًً فردی بی علاقه به درمان و علاج ناپذیر شمرده می شود.

انحراف های شخصیتی شدید را می توان اختلال به حساب آورد، ولی مشکل می توان مرز دقیقی میان شخصیت طبیعی و شخصیت نابهنجار قائل شد.

اگر می شد شخصیت را نیز همانند هوش بسنجیم، آن گاه قادر بودیم معیار آماری مشخصی نیز برای آن به کار ببریم، ولی در غیاب چنین معیارهای سنجشی، از یک معیار علمی منفرد استفاده می شود و آن عبارت است از اینکه شخصیت وقتی مختل به حساب می آید که سبب رنج کشیدن خود یا سایرین شود. این تعریف ممکن است خیلی ساده به نظر برسد ولی در طب بالینی بسیار مفید است و کسانی که از آن استفاده می کنند نیز توافق نسبی بر سر آن دارند.

 

انواع اختلالات شخصیت

اختلال شخصیت پارانوئید

شخصیت های پارانوئید بطور کلی با سوءظن دیرپا و عدم اعتماد به مردم، مشخص هستند. این افراد مسئولیت احساسات خود را نپذیرفته و آن را به دیگران نسبت می دهند. این طبقه دربرگیرنده نامطلوب ترین منش ها است که در زندگی روزمره با آن ها برخورد می شود (مانند آدم متعصب کلکسیونر مدارک بی عدالتی، همسری که حسادت بیمارگونه دارد، و شخصی که وسواس مرافعه و منازعه دارد).

 

ویژگی های بالینی

خصوصیت اساسی این اختلال میل نافذ و بی مورد به تعبیر اعمال دیگران به عنوان عمل تحقیرآمیز و تهدیدکننده عمدی است؛ این میل در اوائل جوانی شروع شده و خود را در زمینه های مختلف نشان می دهد. تقریباً همه آنها نگران نوعی آسیب دیدن و سوء استفاده از جانب دیگران هستند. مبتلایان به این اختلال به کرات وفاداری و قابل اعتماد بودن دوستان و بستگان خود را مورد پرسش قرار می دهند. چنین افرادی غالباً حسادت بیمارگونه دارند و بدون دلیل در وفاداری همسر و شریک زندگی خود تردید می کنند.

این بیماران با برونی سازی هیجانات خود و استفاده از مکانیسم دفاعی فرافکنی تکانه ها و رفتار نامقبول خود را به دیگران نسبت می دهند. عقاید انتساب و خطاهای حسی که بیمار به طور منطقی از آنها دفاع می کند، شایع است. بیماران پارانوئید از نظر عاطفی محدودیت نشان می دهند و برای دیگران افراد فاقد هیجان به نظر می رسند، به منطقی و عینی بودن خود افتخار میکنند، اما واقعیت غیر از این است. این بیماران فاقد صمیمیت بوده و به افراد ضعیف ملایم طبع و علیل و ناقص ابراز ناخرسندی و نفرت می کنند. در موقعیت های اجتماعی، افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید ممکن است کارا و مرتب به نظر برسند، اما در دیگران ایجاد ترس و تعارض می کنند.

 

درمان

رواندرمانی: رواندرمانی درمان انتخابی است، در مدارا با شخصیت پارانوئید درمانگر باید در تمام مناسباتش با او روراست باشد. اگر درمانگر به علت اشتباه یا قصور، مثلاً دیر رسیدن به جلسه، مورد اعتراض بیمار واقع شود، اظهار حقیقت و یک عذرخواهی مختصر بهتر از توضیحات دفاعی تأثیر می گذارد. درمانگر باید متوجه باشد که نقاط ضعف بیمار در زمینه اعتماد و صمیمیت است. رواندرمانی انفرادی مستلزم برخورد حرفه ای نه چندان گرم از جانب درمانگر است. بیمار پارانوئید در گروه درمانی چندان جا نمی افتد و تحمل فشار رفتار درمانی را هم ندارد.

درمان دارویی: درمان دارویی برای فرو نشاندن اضطراب و تحریک مفید است. در اکثر موارد یک داروی ضد اضطراب، مثل دیازپام کافی است.

 

اختلال شخصیت اسکیزوئید

اختلال شخصیت اسکیزوئید در کسانی تشخیص داده می شود که عمری را در کناره گیری از اجتماع گذرانده اند. احساس ناراحتی آنها در روابط اجتماعی، درونگرایی، و عواطف محدود و کند آنها قابل توجه است. شخصیت های اسکیزوئید در نظر دیگران آدم هایی مردم گریز، منزوی، یا تنها هستند.

 

ویژگی های بالینی

شخصیت اسکیزوئید با کناره گیری، عدم دخالت در امور روزمره و اهمیت ندادن به دیگران مشخص است. چنین کسی آرام، مردم گریز، درونگرا و غیر اجتماعی است، ممکن است زندگی خود را با جزئی ترین وابستگی عاطفی با دیگران سپری کند، اسکیزوئید در هماهنگی با مد زمان آخرین نفر است.

معمولاً تمام عمر در ابراز مستقیم خشم ناتوان بوده است. شخصیت اسکیزوئید ممکن است انرژی عاطفی قابل توجهی در مسائل نامربربوط به انسان، نظیر ریاضیات و ستاره شناسی، بکار برد. اغلب با سرگرمی ها و هوس های رژیم غذائی و بهداشتی، مسائل فلسفی و طرح های بهبود اجتماعی، بخصوص آن هایی که مستلزم دخالت شخصی نیست، سر خود را گرم نگه می دارد.

هر چند شخصیت اسکیزوئید درونگرا و خیال پرداز است ولی ظرفیت او برای شناخت واقعیت کمتر نیست. چون حرکات پرخاشگرانه در واکنش های عادی او جائی ندارد، با هر گونه تهدید، واقعی یا خیالی، با تصورات صاحب قدرت مطلق بودن یا کنارهگیری مدارا می کند. اگر چه دیگران شخصیت اسکیزوئید را دوری گزین می شمارند، در بعضی موارد چنین شخصی قادر به رشد و تکامل بوده و می تواند عقاید بدیع و سازنده به جهان ارائه نماید.

 

درمان

رواندرمانی: درمان شخصیت اسکیزوئید مشابه شخصیت پارانوئید است. با این وجود تمایلات بیمار اسکیزوئید برای درون نگری هماهنگ با انتظارات درمانگر بوده و ممکن است به بیماری فداکار، هر چند دوری گزین، مبدل گردد. با پیدایش اعتماد، ممکن است بیمار اسکیزوئید با ترس و هراس زیاد دنیایی از خیال پردازی، دوستان خیالی و ترس از وابستگی های غیر قابل تحمل حتی نزدیک شدن به درمانگر از خود نشان دهد.

گروه درمانی: در گروه درمانی ممکن است بیمار اسکیزوئید یک سال ساکت بنشیند، اما بالاخرهدرگیر می شود. بیمار را باید از حملات پرخاشگرانه سایر اعضا گروه نسبت به سکوت وی حفظ کرد، با گذشت زمان ممکن است گروه تجربه ای با معنی برای بیمار گردیده و علاوه بر درمان تماس های اجتماعی را برای او امکان پذیر سازد.

درمان دارویی: درمان با مقادیر کم داروهای ضد افسردگی، ضد جنون و محرک های روانی در بعضی از بیماران مفید بوده است.

 

اختلال شخصیت اسکیزوتایپی

شخص مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوتایپی کسی است که در نظر مردم هم عادی هم عجیب و غریب و غیرعادی است. تفکر سحرآمیز، اشتباه حسی و مسخ واقعیت قسمتی از دنیای روزمره این بیمار است.

 

ویژگی های بالینی

در اختلال شخصیت اسکیزوتایپی تفکر و رابطه کلامی مختل است. شخصیت اسکیزوتایپی، مثل بیماری اسکیزوفرنیک، ممکن است سر از احساس های خود در نیاورد. با این وجود نسبت به احساسات دیگران، بخصوص عواطف منفی مثل خشم، بسیار حساس است. ممکن است موهوم پرست باشد و ادعای نهان بینیداشته باشد، دنیای درونش ممکن است پر از انسان های خیالی، ترس و خیال پردازی کودکانه باشد. ممکن است خود را صاحب قدرت فکری و بصیرت خاصی نپندارد، هر چند اختلال تفکر واضح وجود ندارد. کلامش در مواردی محتاج تعبیر است. ممکن است که اشتباهات حسی درشت بینی دارد، یا مردم برای او آدمک های چوبی و یکسان می نماید. صحبت شخصیت های اسکیزوتایپی ممکن است غریب و اختصاصی بوده و فقط برای خودشان معنی داشته باشد. ممکن است روابط بین فردی ضعیفی داشته و رفتارشان نیز نامتناسب باشد. در نتیجه افرادی تنها هستند و اگر دوستانی هم داشته باشند تعداد آن ها معدود است. ممکن است این بیماران خصوصیات اختلال شخصیت مرزی نشان دهند، در واقع هر دو تشخیص را توأماً می توان داد. تحت استرس، شخصیت های اسکیزوتایپی ممکن است پسرفت کرده و علائم روانی پیدا کنند، اما معمولاً عمر این علائم کوتاه است. در موارد شدید، افسردگی و عدم احساس لذت ممکن است پیدا شود.

 

درمان

رواندرمانی: اصول اختلال شخصصیت اسکیزوتایپی از اختلال شخصیت اسکیزوئید چندان متفاوت نیست. با این وجود با تفکر غریب و غیر عادی آنها باید با احتیاط مدارا نمود. بعضی از بیماران به فرقه های غریب پیوسته و به ممارست های مذهبی غیر عادی و فلسفه رمز و راز می پردازند. درمانگر نباید این فعالیت ها را به مسخره بگیرد و در مورد باورها و فعالیت های بیمار قضاوت نماید.

درمان دارویی: داروهای نورولپتیک ممکن است برای مدارا با افکار انتصاب، ایلوزیون، و سایر علائم این اختلال مفید واقع گردد و همراه با رواندرمانی قابل استفاده است.

نوشته شده در شنبه 23 مرداد1389ساعت 19:21 توسط زهرا| |

تاثیر صدای محیط در رفتار انسان

در چند دهه اخیر پژوهشهایی به بررسی تاثیر متقابل محیط و انسان اختصاص داده شده اند که

 در این بررسی ها انسان را از محیط طبیعی خود جدا نمی کنند.یکی از عوامل محیطی که رفتار

 فرد را تحت تاثیر قرار می دهد "صدا" می باشد.

سر و صدا از عوامل محیطی است که همه ما آن را تجربه می کنیم.سر و صدا عبارت است از

 صدای نا خواسته ای که واکنشهای عاطفی منفی ایجاد میکند.سرو صدا یکی از مهمترین منابع

 فشارهای زندگی حاضر است.انسان قادر به شنیدن صداهایی با فرکانس 20تا200000 هرتز در

 ثانیه است.صدا با پریشانی,حساسیت زیاد و فشارهای روانشناختی ارتباط دارد.اگر صدا مداوم

 باشد فرد با آن سازگار می شود و رفتارش را با افزایش تلاش بدنی با آن هماهنگ می سازد و

 کاهش چندانی در عملکرد او حاصل نمی شود.لیکن اگر صدا متناوب باشد سازگاری با آن

 مشکل است و امکان دارد در عملکرد تقلیلی روی دهد.پژوهشها نشان داده اند که سرو صدا با

 احتمال بیشتری کیفیت عملکرد فرد را کاهش می دهد تا کمیت آن را.سرو صدا موجب می شود

 که مردم سریعتر راه بروند و تماس چشمی کمتری برقرار کنندوهمچنین رضایت شغلی و

 عملکرد افراد را در تکالیف شناختی کاهش می دهد.

وقتی افراد معتقد باشند که می توانند صدا را کنترل نمایند رضایت , سطح برانگیختگی و

 فشارزایی آن تحت تاثیر قرار می گیرد.اگر افراد احساس کنند که هیچ کاری نمی توانند برای

 کاهش میزان صدای زیانبار محیط انجام دهند پیامدهای منفی مانند سردرد تهوع بحث و جدل

 تحریک پذیری و انجام ضعیف تکلیف محتمل تر است.برای کسانی که با میل خود در شرایط پر

 سرو صدا کار می کنند اثرات شدت زیاد به نحو قابل ملاحظه ای کاهش می یابد ولی افرادی که

 مجبور به انجام کار در شرایط نامناسب هستند تاثیر منفی زیادی دارد.در نتیجه عنصر انتخاب

 در چگونگی تاثیرپذیری از صدا نقش مهمی ایفا میکند.

                                                        روانشناسی در اجتماع(دکتر عباس ابوالقاسمی)

نوشته شده در چهارشنبه 20 مرداد1389ساعت 14:29 توسط زهرا| |


آخرين مطالب
» این تست چند ثانیه هم طول نمیکشه.....
» انسانیت
» نکته های زندگی
» مهمترین علت لجبازی کودکان
» کوزه آب
» ثروتمند
» دختر زیبا
» حراج وسایل شیطان
» آزمون جامع کارشناسی ارشد روانشناسی رایگان
» اولین همایش آسیب ها اجتماعی ایران

Design By : TopBloger.com

Others